به عقيدهء ما جملهء خبريه در مقام استعمال انشاء ، دلالت بر وجوب دارد . آن هم به دليل تبادر است ، بدين معنا كه وقتى امام مىفرمايد : يغتسل مثل اينست كه بفرمايد اغتسل ، بلكه از حيث دلالت بر وجوب شديدتر و بلكه بالاتر از صيغهء افعل است .
* از چه جهت ؟
1 - از اين جهت كه جملهء خبريه اخبر فى الوقوع فى مقام الطلب ، چرا كه اگرچه كلام در مقام طلب وارد شده است ، لكن كأنّه خبر مىدهد كه مطلب را محقّقشده مىبيند .
2 - اخبار به وقوع در مقام طلب نيز كاشف از اينست كه مولى اشتياق بسيار به وقوع و تحقّق آن عمل دارد و راضى به ترك آن نيست .
* جناب آخوند برخى نيز گفتهاند كه خير ، جملهء خبريه دلالت بر وجوب ندارد ، چرا كه وقتى از معناى خودش بيرون رفت يعنى از حالت اخبار بيرون آمد ، ديگر در يك جا مستقر نمىشود و ما نمىفهميم كه وجوب مراد است و يا استحباب ؟
پاسخ اين حضرات نيز همان تبادر و دلالت بر وجوب به نحو الآكد است .
* جناب شيخ اگر اشكال شود در صورتى كه معناى جمله خبريّه عوض نشود و يغتسل به معناى اغتسل نباشد و همان معناى اولش يعنى غسل مىكند را داشته باشد ، در صورت عدم تحقق غسل كذب لازم مىآيد ، يعنى اين يغتسل كه در مقام خبر است كذب خواهد بود .
به عبارت ديگر : خدا در مقام انشاء خبر مىدهد كه غسل مىكند و حال آنكه عبد معصيت كرده غسل نمىكند .
به عبارت ديگر درحالىكه مولى خبر از تحقق مىدهد ، در عالم واقع لا يتحقّق و اين در حالى است كه اگر ما بگوييم يغتسل معنايش عوض شده است به اغتسل ، اين مىشود انشاء و در انشاء طاعت و معصيت معقول است و نه صدق و كذب .
پس بايد گفت كه جملهء خبريهء يغتسل معنايش مىشود معناى اغتسل تا در صورت عدم تحقق كذب لازم نيايد و لذا شما چطور مىفرماييد كه معناى آن عوض نمىشود ؟
بله ، همانطور كه گفتيم معناى يغتسل عوض نمىشود ، بلكه جملهء خبريه اگر به داعى اعلام استعمال بشود و محقق نگردد كذب لازم مىآيد و لكن اگر به داعى انشاء استعمال بشود ولى محقّق نگردد ، كذب لازم نمىآيد .
* جناب آخوند آيا اين مطلب مشابه دارد ؟
بله ، شما جملهء خبريه را در باب كنايات ، در مقام خبريه استعمال مىكنيد و غالبا هم محقّق
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 247
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٢٤٧