2 - اينكه اگر مولى عبدش را به كارى امر نمايد و او اتيان ننمايد و مولى از او بپرسد كه چرا انجام ندادى ، عبد ابراز كند كه چون احتمال مىدادم كه ندب مورد ارادهء شما بوده باشد و لذا انجام ندادم ، مستحق توبيخ و مؤاخذه است .
يعنى اگر مولى از او بپرسد كه مگر قرينهاى نصب شده بود كه دلالت بر ندب كند ، او بگويد خير ، قرينهى در كار نبود ، ديگر عذرى نخواهد داشت و مستحق عقاب خواهد بود اين امر خود دلالت بر اين دارد كه امر حقيقت در وجوب است .
* جناب آخوند برخى معتقدند كه صيغهء افعل دلالت دارد بر ندب ، دليلشان چيست ؟
اينست كه : اگرچه لغة افعل وضع شده است براى وجوب و لكن در اثر كثرت استعمال در ندب يا منقول شده است به معناى ندب ، بدين معنا كه معناى اولش را كه وجوب بوده از دست داده و معناى جديد كه همان ظهور در استحباب باشد را پيدا كرده است . و اينكه در اثر اين كثرت استعمال ، در ندب شده است ، مجاز مشهور ، و يا اينكه توقف پيداشده و ما نمىفهميم كه براى وجوب وضع شده است يا براى ندب .
* پاسخ حضرتعالى به اين نظر چيست ؟
اوّلا : اگر استعمال صيغهء افعل در ندب زياد است ، در خود وجوب هم فراوان است و لذا اين كثرت استعمال ، وضعيت صيغه را به هم نمىزند .
ثانيا : به فرض كه كثرت استعمال در ندب را بپذيريم و لكن همهء اين استعمالات همراه با قرينه بوده است و لذا اين كثرت استعمال در ندب و مقارن با قرينه بودن و لو زياد هم باشد موجب نقل و شهرت نمىباشد .
* جناب آخوند گاهى جملهء خبريه در مقام انشاء استعمال مىشود فى المثل : كلمهء يغتسل :
1 - گاهى در معناى خودش استعمال مىشود و اين معنا را مىدهد كه غسل مىكند .
2 - گاهى در مقام انشاء استعمال مىشود و لذا حضرت در پاسخ به سؤالى كه از ايشان مىشود ، مىفرمايد : اگر چنين شود يغتسل ، يعنى بايد غسل كند و يا كه مىفرمايد يعيد ، بايد نمازش را اعاده كند و لذا دو سؤال در اينجا پيش مىآيد :
1 - آيا اگر جملهء خبريه در مقام انشاء استعمال شود ، مثل صيغهء افعل دلالت بر وجوب دارد يا اينكه نه ، دلالتى بر وجوب ندارد ؟
2 - آيا اين جملهء خبريهاى كه در مقام انشاء استعمال مىشود ، معنايش عوض مىشود يا اينكه نه ، اين داعى است كه عوض مىشود و معناى جمله عوض نمىشود ؟
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 246
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٢٤٦