شارع صادر نشده باشد ، بلكه از اوامر ارشاديه بوده و از شارع بما هو عاقل و ناصح صادر شده و مؤكّد حكم عقل باشند .
* ميزان در ارشادى بودن آيات چيست ؟
اين است كه حكم شرعى در مورد حكم عقل وارد شود ، به نحوى كه اگر حكم شرعى هم نمىبود عقل مستقلا حكم بدان مىنمود و لذا : در چنين مواردى اگر شارع چيزى بفرمايد ، ارشاد به حكم عقل مىباشد ، و لذا تمام آيات و روايات ناطقهء به اين معنا را بايد حمل بر ارشاد به حكم عقلى مزبور كرد و ملتزم شد كه مدلول آنها ارشاد به همان مصالح و جهاتى است كه بر نفس مادّه مترتب مىباشد ، بدين معنا كه : مادّه ( سارعوا ) سرعت و ( استبقوا ) سبقت است و مصالح مترتب بر سرعت و سبقت مورد ارشاد واقع شده است .
بنابراين : مضمون اين دو آيهء شريفه مثل مدلول آيهء
أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ
مىباشد ، كه صيغه در آن دالّ بر وجوب نمىباشد بلكه ارشاد دارد بر آنچه كه مترتب بر نفس اطاعت از حقّ تعالى و رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله مىباشد اعم از اينكه امرى در كار باشد مثل
أَقِيمُوا الصَّلاةَ *
و يا مثل
آتُوا الزَّكاةَ *
و . . . يا اينكه اصلا امرى وجود نداشته باشد .
الحاصل : دليلى كه در ما نحن فيه دلالت بر فوريّت بكند وجود ندارد .
* در تبيين بيشتر مطلب فوق بفرمائيد مهمترين ويژگى امر مولوى و ارشادى چيست و تفاوت آن دو چه مىباشد ؟
1 - امر مولوى آن است كه بالاستقلال داراى اطاعت و معصيت و به دنبال آن موجب قرب و بعد و در نتيجه موجب ثواب و عقاب الهى مىگردد .
2 - امر ارشادى آن است كه داراى ويژگى فوق نيست و تنها براى آگاهى و ارشادى به منافع و مضار عمل است به نحوى كه اگر امرى هم از جانب شرعى نبوده عقل مستقلا مىفهميد كه ارتكاب فلان عمل داراى فلان فائده و يا ضرر مىباشد . و لذا اين امر شارع نيز براى تنبيه به آن اثر وارد مىشود .
مثل امر به اشهاد و شاهد گرفتن در معاملات كه 100 % براى ارشاد و تنبيه به اين مطلب است كه هيچ نزاعى واقع نشود و يا مثل اوامر اطباء به بيماران و . . . بههرحال :
1 - امر ارشادى تابع حكم عقل است .
2 - اگر در موردى عقل حكم الزامى داشت باشد ، امر ارشادى نيز ارشاد وجوبى خواهد بود ، مثل : باب اطاعت و معصيت مولى كه :