تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
پس : به مقتضاى آيه شريفه ، انجام مأمور به ، مسارعت و وجوب فورى است . آيه شريفه
( فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعاً فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ )
« 1 » * وجه استدلال در اينجا چيست ؟ 1 - صيغه امر چنان كه گذشت ظهور در وجوب دارد . 2 - استبقوا فعل امر است و لذا ظهور در وجوب دارد . 3 - كلمه ( الخيرات ) جمع محلّى به ( ال ) است كه مفيد عموم بوده و شامل هريك از واجبات و مستحبات مىشود . پس : استبقوا الخيرات يعنى يجب الاستباق الى كلّ خير ، و انجام مأمور به از مصاديق استباق به خير است . و لذا استدلال مزبور را در يك قالب منطقى آورده مىگوئيم : 1 - يجب الاستباق الى الخيرات ( صغرى ) 2 - فعل المأمور به من الخيرات فيجب الاستباق الى فعل المأمور به . پس : معناى فوريت جز اين نيست كه بايد بشتابيد و نبايد معطل كنيد . الحاصل : با توجّه به دو آيه مذكور بايد كه در شرعيات قائل به وجوب مسارعت و استباق و فوريّت باشد . * حاصل مطلب در ( و فيه منع ، ضرورة انّ سياق آية
( وَ سارِعُوا . . . )
چيست ؟ اولين پاسخ و يا به تعبير ديگر نخستين اشكال مرحوم آخوند به استدلال مذكور است ، مبنى بر اينكه : دلالت اين دو آيه مورد استدلال شما بر وجوب فور ممنوع و غير قابل قبول است . چرا ؟ زيرا سياق اين دو آيه صرفا بر بعث و تحيك بر مسارعت به اسباب مغفرت و پيشى گرفتن به اعمال خير ، دلالت دارد ، بدون اينكه در ترك آن عقاب و عذابى بر تارك مترتب باش . چرا ؟ زيرا اگر مسارعت و استباق واجب بود ، به نحوى كه ترك آن دو باعث عقاب و عذاب مكلّف مىشد ، شايسته بود كه خداى تعالى در اين دو آيه ، مكلّف را از غضب و شرّى كه بر ترك اين دو مترتب مىشد ، بر حذر مىداشت ، و حال آنكه كوچك‌ترين تحذير و تهديدى نسبت به ترك اين دو از جانب حضرت حقّ صورت نگرفته است . به عبارت ديگر : در اين آيات امر دالّ بر وجوب نيست و الا مستلزم اين بود كه ترك آن دو ،
هامش
( 1 ) . مائده / 84 .