تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
نمىباشد . * پس مراد ايشان از ( فلا بدّ فى التقييد من دلالة اخرى . . . ) چيست ؟ اين است كه : براى استفاده خصوص فور يا تراخى نيازمند دليل ديگرى غير از ظاهر امر مىباشيم . * آيا دليل ديگرى بر خصوص يكى از اين دو معنا يعنى فور يا تراخى داريم يا نه ؟ برخى گفته‌اند : بله ، صيغه افعل ، نه به مادّه‌اش و نه به هيئت‌اش و نه به مجموع مركب از آن دو دلالت بر فوريت ندارد ، لكن آيات شريفه‌اى در قرآن وجود دارد كه دلالت بر فوريت مىكنند ؛ از جمله : آيهء شريفهء :
وَ سارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ .
« 1 » * وجه استدلال چيست ؟ 1 - قبلا ثابت كرديم كه صيغهء افعل ظهور در وجوب دارد . 2 - سارعوا فعل امر است و لذا دلالت بر وجوب مسارعت دارد . از طرفى : 1 - كلمهء ( مغفرت ) ، به معناى آمرزش است و آمرزش به معناى فعل اللّه است . 2 - مسارعت بنده به فعل خدا معنا ندارد . پس : مراد از مغفرت در اينجا سبب و موجب مغفرت است كه در تقدير است ، و براى موجب مغفرت چه كارى مهم‌تر از امتثال اوامر خداوند است و لذا معناى آيهء شريفه اين است كه : به سوى آنچه از اعمال كه سبب آمرزش الهى مىگردد سرعت بگيريد و به سوى آنها بشتابيد . * سبب مغفرت چيست ؟ از جمله : توبه از گناهان گذشته ، انجام واجبات و مستحبات و ترك محرّمات و . . . بنابراين : انجام مأمور به يكى از علل آمرزش الهى است . * با توجّه به مطالب فوق استدلال حضرات را در يك قالب منطقى بنويسيد ؟ 1 - يجب المسارعة الى اسباب المغفرة ( صغرى ) 2 - فعل المأمور به من اسباب المغفرة ( كبرى ) يجب المسارعة الى فعل المأمور به ( نتيجه )
هامش
( 1 ) . آل عمران / 133 .