تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
بگويد : اسقنى . زمانى از جانب بنده امتثال حاصل مىشود ك به مولى آب برساند و به اين ترتيب غرض او را كه رفع عطش و تشنگى است تحصيل نمايد . * با توجّه به مقدمه فوق حاصل مطلب در ( لا اشكال بناء على القول . . . ) چيست ؟ اين است كه : اگر صيغهء افعل را دالّ بر مرّه بدانيم ، اعم از اينكه معناى ( مرّه ) فرد باشد و يا دفعه ، در صورتى كه مكلّف يك‌بار مأمور به را انجام دهد و يا به تعبير ديگر يك فرد از آن را در خارج محقّق سازد و به همان يك فرد اكتفاء كند بلاشك امتثال امر مولا شده است و لذا براى امتثال بعدى و انجام دوباره مأمور به ، وجهى وجود ندارد . چرا ؟ زيرا مراد مكلّف از تكرار ، يا حصول امتثال جديد و مكرر است و يا امتثال سابق مىباشد . حال : اگر مرادش امتثال مكرّر و جديد بوده باشد ، چنين امرى مطلوب مولى نبوده است تا وى در مقام انجام آن برآيد . پس : اگر او به تكرار عمل بپردازد ، نامش امتثال نباشد ، چرا كه به انجام عمل و اطاعتى امتثال گفته مىشود كه مطابق طلب و محصّل غرض باشد ، و حال آنكه چنين معنائى در اينجا وجود ندارد . و اگر مرادش حصول همان امتثال اولى باشد اين نيز درست نمىباشد ، چرا كه از مصاديق امتثال پس از امتثال و به تعبير ديگر تحصيل حاصل است كه تحصيل حاصل باطل است . * تحقّق مزبور در ضمن يك فرد است يا چند فرد ؟ فرقى نمىكند ، يعنى : بنا بر اينكه مراد از مرّه ، فرد باشد و مأمور به يك دفعه تحقّق پيدا كند چه اين يك دفعه ، ضمن يك فرد باشد و يا ضمن چند فرد ، يك فرد از طبيعت تحقّق يافته و غرض مولى حاصل و امر او امتثال گرديده است . الحاصل : وقتى امتثال ، مرة ، حاصل مىشود ، يعنى مأمور به با امتثال اوّل تحقّق پيدا مىكند و امر مولى ساقط مىشود و ديگر امرى وجود ندارد تا امتثال ثانوى صورت پذيرد . * بنا بر قول به تكرار ، كيفيّت امتثال چگونه است ؟ بدون شك امتثال زمانى تحقّق مىيابد كه شخص مأمور ، واجب را به نحو مكرّر تا جائى كه آمر طلب نموده انجام دهد . * حد اين تكرار تا كجاست ؟ آيا مسمّاى تكرار ( يعنى دو بار انجام دادن ) كافى است و يا اينكه ميزان صدق عرفى است بدين معنا كه عرفا گفته شود عمل را تكرار كرد ؟
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 227 | الآخوند الخراساني / جميشد سميعى