- البته در صورتى كه امتثال امر ، علّت تامّه براى حصول غرض نهائى باشد بهطورى كه به محض امتثال ، غرض نهائى حاصل شود .
پس ( در چنين فرضى ) جائى براى انجام دوباره ( مامور به ) به داعى حصول امتثال وجود ندارد ، چنان كه براى انجام دوبارهء آن به اين منظور كه هر دو اتيان يك امتثال به حساب آيند ، مجالى وجود ندارد . ( چرا ؟ ) زيرا دانسته شد كه به صرف انجام طبيعت ، موافقت حاصل و غرض ساقط مىشود ، و با سقوط غرض ، امر نيز ساقط مىشود .
پس : مجالى براى امتثال مجدد امر باقى نمىماند .
و امّا اگر امتثال علّت امر براى حصول غرض نباشد ، مثل موردى كه آمر امر كند كه براى آشاميدن يا وضو گرفتن آب بياور ، و مأمور آب را بياورد و لكن آمر قبلا آب را نياشامد و با آن وضو نگيرد ، در اينجا بعيد نيست كه بگوئيم : مأمور مىتواند امتثال اولش را به انجام فرد ديگرى كه از فرد اوّل بهتر است تبديل نمايد ، بلكه مىتوان ادعا كرد كه : اين تبديل مطلقا براى او جايز است و لو فرد ثانى از فرد اوّل احسن هم نباشد . چنانچه قبلا نيز مىتوانست همين فرد دوّم را ابتداء بياورد ، كه بحث آن در بحث اجزاء خواهد آمد . انشاءالله .
* * *
تشريح المسائل
* در مباحثى كه گذشت چه اقوالى در رابطهء با مرّه و تكرار مطرح شد ؟
1 - يك قول به دلالت صيغهء افعل بر مرّه قائل بود .
2 - يك قول بر دلالت صيغهء افعل بر مرّه معتقد بود .
3 - يك قول نيز قائل به دلالت صيغهء افعل بر طلب حقيقت مأمور به بود .
* غرض جناب آخوند از اين تنبيه چيست ؟
كيفيت تحقّق امتثال بنا بر قول اوّل و قول سوّم را تعقيب مىكند . به عبارت ديگر : در اين تنبيه در حقيقت به بيان ثمره و نتيجهء اقوال مذكور در مسألهء مرّه و تكرار پرداخته و به دنبال اين است كه فرق اين اقوال در مقام امتثال چيست و ثمرهء عملى آنها چه مىباشد ؟
* مقدمة بفرمائيد امتثال به چه معناست ؟
به معناى اطاعت امر و تحصيل غرض آمر است ، فى المثل : اگر در عرف مولائى به بندهاش