كرده بر اينكه مفاد مصدر مجرد از ( ال ) و ( تنوين ) ، همان طبيعت و ماهيّت است .
در نتيجه اختلاف اصوليين در باب مرّه و تكرار تنها مربوط به هيئت افعل است و ربطى به مادّه افعل ندارد .
* مراد از ( ثمّ لا يذهب عليك انّ الاتفاق . . . ) چيست ؟
پاسخ مرحوم آخوند از توهّم صاحب فصول و ردّ آن است و لذا مىفرمايد : ادعاى سكاكى مبنى بر اينكه مصدر مجرد صرف طبيعت و ماهيّت است و دلالتى بر مرّه و تكرار ندارد ، ارتباطى به مادّه افعل ندارد .
به عبارت ديگر : اين ادعا نبايد موجب آن شود كه صاحب فصول گمان كند كه مادّه امر نيز از نظر اجماع علماء بر صرف طبيعت دلالت دارد و لذا اختلاف مذكور در اينجا تنها در خصوص هيئت امر است . چرا ؟ زيرا گمان صاحب فصول يك غفلت و يا بىتوجهى است . چرا ؟ زيرا : مادّه فعل امر ، فعل ماضى ، اسم فاعل و مفعول و ساير مشتقات ، مصدر نمىباشد ، و به تعبير ديگر مصدر مادّه مشتقات نيست بلكه مصدر نيز خودش صيغهء خاصى است كه داراى هيئت و مادّه مىباشد .
به عبارت ديگر : مادّه افعل غير از مصدر است .
فى المثل : همانطور كه كلمه ( ضرب ) داراى مادّه و هيئتى است كه به مجموع آن دو صيغهء ماضى گفته مىشود ، كلمه ( ضرب ) هم بالاستقلال داراى مادّه و هيئتى است كه به آن مصدر مىگويند ، چنان كه هريك از اسم فاعل و اسم مفعول هم داراى مادّه و هيئت مىباشند . منتهى :
يك مادّه مشترك بين مشتقات وجود دارد كه اين مادّه در مصدر نيز وجود دارد ، اگرچه مصدر با ساير مشتقات از نظر معنا متغاير و يا مباين است .
حال جناب صاحب فصول سؤال ما از شما اين است كه : اگر جناب سكاكى ادعاى اجماعى نسبت به مصدر نمود مبنى بر اينكه مصدر مجرد تنها دلالت بر طبيعت مىكند ، نه بر مرّه و تكرار ، آيا اين مىتواند قرينهاى باشد بر اينكه مادّه افعل كه مشترك با مادّه مصدر است دلالت بر مرّه و تكرار ندارد ؟
به عبارت ديگر :
1 - ادعاى اتفاق سكاكى ، نسبت به مجموع مادّه و هيئت مصدر مىباشد .
2 - مصدر ضرب فى المثل داراى مادّه و هيئتى است كه از آن تعبير به صيغه مىشود .
3 - مادّه اين صيغه ( ض ، ر ، ب ) دلالت بر مرّه و تكرار بكند و لكن وقتى هيئت مصدرى يعنى
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 211
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٢١١