تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
تفصيلى به طهارت آن پيدا كنيد و لكن مىگوئيد : چه لزومى دارد كه من يكى از دو لباس را تطهير كنم ، بلكه دو نماز در هريك از اين دو لباس مىخوانم تا كه يقين حاصل كنم كه نماز صبح را در لباس طاهر خوانده‌ام . حال در رابطهء با اين مطلب : 1 - برخى گفته‌اند به لحاظ معتبر بودن تميز ، عمل شما صحيح نمىباشد . چرا كه شماى نمازگزار ، نماز اوّل را كه مىخوانيد ، نمىدانيد كه آيا آن نماز ، مأمور به هست يا نه ؟ و پس از آنكه نماز دوّم را در آن يكى لباس مىخوانيد ، باز هم نمىدانيد كه آن نماز مأمور به هست يا نه ؟ پس : در اينجا مأمور به بعنوان انّه مأمور به مشخص نيست ، و لذا قصد تميز را رعايت نكرده‌ايد . الحاصل : قصد تميز نيز از امورى است كه امكان ندارد در متعلّق امر اخذ و اعتبار شود چرا كه مثل قصد قربت متأخر از امر شارع و ناشى از آن مىباشد . و لذا : اگر مكلّف شك كند كه قصد تميز در حصول غرض مولى مدخليّت دارد يا نه ؟ عقل ، مستقلا حكم به اشتغال و در نتيجه اعتبار آن مىنمايد . نكته : در اين فراز قصد امتثال امر و قصد وجه و قصد تميز را از يك وادى و داراى يك حكم دانسته‌اند و لكن در فراز بعدى بين آنها فرق گذاشته‌اند . * حاصل مطلب در ( نعم يمكن ان يقال . . . ) چيست ؟ اين است كه : با دو شرط مىتوان نسبت به امورى كه ناشى از امر و به تعبير ديگر بعد الامرى هستند ، در صورتى كه مشكوك الاعتبار باشند ، به اصالة البراءة تمسّك نمود و بدين‌وسيله به انجام آنها اقدام نمود . * اين دو شرط چه هستند ؟ 1 - اينكه شىء مشكوك در امتثال امر و حصول غرض آمر دخالت داشته باشد . 2 - اينكه شىء مشكوك از امورى باشد كه اگر آمر به آن تصريح نكرده آن را مطالبه ننمايد ، عامهء مردم از اعتبار ان غافل باشند . * منظور ؟ منظور اينكه پس از فراهم آمدن دو شرط مذكور و تحقّق آنها ، اگر اثر و نشانه‌اى از مطلوب بودن آن در كلام آمر نباشد مىتوان از وجوب آن برائت جارى كرده ، عمل را بدون آن بجا آورد ( همان‌طور كه نسبت به قصد وجه و تمييز يك عبادت از عبادت ديگر اين دو شرط فراهم است