باشد ، و يا به عبارت ديگر :
اگر قصد قربت به معناى قصد امتثال امر و انجام مأمور به به داعى امر باشد ، اين مطلوب نمىتواند در رديف ساير اجزاء و شرائط در مأمور به و متعلّق امر ، اخذ و اعتبار شود .
* غرض آخوند ( ره ) از ( و امّا اذا كان بمعنى الاتيان بالفعل بداعى حسنه . . . ) چيست ؟
اين است كه : اگر اگر قصد تقرّب را به يكى از سه معناى ديگر آن گرفته بگوئيم :
1 - قصد قربت يعنى انجام فعل به داعى حسنى كه در آن مىباشد .
2 - قصد قربت يعنى انجام فعل به داعى وجود مصلحتى كه در فعل مىباشد .
3 - قصد قربت يعنى انجام فعل بخاطر اينكه آن عمل عبادى اضافه و ارتباط به خداى تعالى دارد و براى رضا و خشنودى او انجام مىشود .
به عبارت ديگر قصد قربت :
1 - يا به معناى قصد حسن ذاتى است ، يعنى چون عمل عند المولى فى نفسه نيكو و پسنديده است آن را انجام مىدهيم .
2 - يا به معناى قصد رجحان ذاتى و يا قصد محبوبيت ذاتيه ، و يا به داعى مطلوبيّت نفسيه و يا به داعى داشتن مصلحت كامله آن را انجام مىدهيم .
به عبارت ديگر : عمل را به داعى ملاك و مناط انجام مىدهيم .
3 - و يا اينكه به معناى انجام عمل خالصا لوجه اللّه مىباشد ، يعنى عمل را جز براى رضايت و خشنودى خدا انجام نمىدهيم .
حال : قصد قربت به هريك از اين معانى كه باشد ، با قصد امتثال امر متفاوت است . چرا ؟ زيرا :
قصد امتثال امر اعتبارش عقلى است و نه شرعى ، و حال آنكه هيچ مانعى وجود ندارد كه هريك از ساير معانى اعتبارشان شرعى باشد .
يعنى : اخذ هريك از ديگر معانى در خطاب شرعى و متعلّق امر ، بلامانع است چرا ؟ زيرا : اين معانى و ويژگىها همچون ركوع و سجود و . . . از تقسيمات اوليه و قبل الامرى هستند .
يعنى قبل از اينكه فى المثل : نماز متعلّق امر واقع شود ، ذاتا قابل انقسام به اين اقسام است .
به عبارت ديگر : قبل از اينكه نماز متعلّق امر واقع شود مىتوان گفت : نماز يا داراى حسن ذاتى است يا كه نه ، يا محبوبيت دارد يا ندارد ، يا داراى مصلحت ملزمه هست يا نيست ، يا للّه انجام مىشود و يا به انگيزههاى ديگر و . . .
بنابراين : خصوصيات مزبور از ناحيهء امر سرچشمه نمىگيرد ، بلكه قبل از بوده و خود امر
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 173
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص١٧٣