تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
قربت ، تعلّق گرفته است . - در حقيقت امر به يازده جزء و شرط تعلّق گرفته و لذا مكلّف از يازده جزء و شرط ، ده جزء آن را به داعى امر اتيان مىكند . و لذا اين سؤال پيش مىآيد كه : * آيا اگر مقيّد به قيدى مأمور به واقع شود ، ذات مقيّد مأمور به نيست ؟ خير ، ذات مقيّد به قيد مأمور به نيست . چرا ؟ زيرا مقيّد و قيد دو جزء عقلى هستند و نه دو جزء خارجى و لذا نبايد آن را با امر مركب اشتباه گرفت . 1 - اجزاء مركب ، اجزاء وجوديّه و خارجيّه است ، مثلا هريك از ركوع ، سجود ، تشهد و . . . يك جزء نمازند ، بدين معنا كه هريك از اجزاء نماز حيثيّت مستقل دارند و بما هو هو محقّق مىشوند . 2 - و لكن در مقيّد وقتى شما اجزاء آن را تصوّر مىكنيد ، خود مقيّد يك جزء است و تقييد جزء ديگر . امّا اين دو جزء دو جزء عقلى و تحليلى هستند و لذا نمىشود هريك را بالاستقلال مشار اليه قرار داده و با ابزار اشاره به آنها اشاره كرده و هريك را جداگانه نشان داد . و لذا : اگر اين دو جزء عقلى و تحليلى مأمور به واقع شود ، معنايش اين نيست كه هر جزء براى خودش مأمور به است ، بلكه معنا و مفهوم آن اين است كه : - اين مجموعه ، مأمور به است ، نه اينكه هريك از دو جزء تحليلى عنوان مأمور به است . حال : نماز ، مقيّدا به قصد القربة ، مأمور به واقع شده ، و حال آنكه شما در خارج نماز را به داعى امر انجام مىدهيد . امّا سخن ما اين است كه نماز مأمور به نيست تا شما آن را به داعى امر انجام دهيد چرا ؟ - چونكه آنچه در اينجا مطرح است تركب عقلى ( يعنى مقيّد و قيد ) است . - در مركب عقلى ، هريك از اجزاء نمىتواند مستقلا عنوان مأمور به پيدا كند . پس : ذات نماز بما هو نماز را نمىتوان به داعى امر انجام داد چونكه ذات الصلاة مأمور به نيست ، بلكه نماز مع قصد القربة مأمور به است . * * *