تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
موسى بن جعفر ايستاده مانند كسى كه بآواز شير گوش ميدهد ، شير پيش آمده دست خود را بر كپل استر نهاد ، از اين منظره ترس زيادى مرا گرفت ، آنگاه ديدم شير بكنارى رفت ، و موسى بن جعفر عليهما السّلام رو بجانب قبله كرده شروع بدعا كرد و لبانش را بسخنى مىجنباند كه من نمىفهميدم ، سپس با دست خود اشاره بشير كرد كه برو ، شير همهمهء زيادى كرده ( و صداهائى درهم و برهم ميكرد ) و حضرت ميگفت : آمين ، آمين ، و پس از اين جريان شير رفت تا از نظر ما پنهان شد و موسى بن جعفر عليه السّلام به راه خود ادامه داد و من نيز بدنبال آن حضرت روان شدم ، همين كه از آنجا دور شديم نزديك رفته عرضكردم : قربانت گردم ! جريان اين شير چه بود ؟ و به خدا من از آن شير بر تو ترسيدم و از طرز بر خوردش با شما در شگفت شدم ؟ فرمود : شير پيش من آمده بود و از دشوار زائيدن جفتش به من شكوه كرد و از من خواست از خدا بخواهم او را آسوده كند ، من اين كار را كردم و بلدم افتاد كه آن شير ماده ( جفت اين شير ) بچهء نرى ميزايد ، و من اين جريان را نيز به دو خبر دادم ، پس آن شير به من گفت : برو در پناه خدا اميدوارم خدا هيچ يك از درندگان را بر تو و بر فرزندان و ذريهء تو و بر شيعيانت مسلط نگرداند ، من نيز گفتم : آمين . و روايات در اين باب بسيار است و در آنچه ما در اينجا نقل كرديم كفايت است چنانچه روش ما بر اختصار است و پيش از اين نيز به همين روش رفتار كرده‌ايم و المنة اللَّه تعالى .