تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
بن يقطين معمولا در اطاقى خلوت براى وضوء و نماز ميرفت ، پس هارون وقت نماز پشت ديوارى ايستاد بطورى كه على بن يقطين را ميديد ولى على بن يقطين او را نميديد ، پس آب براى وضوء خواست ، و سه بار آب در دهان گردانده و سه بار در بينى كشيد ، و سه بار روى خود را شسته و لابلاى موهاى صورت را آب رسانده ، و از سر انگشتان تا مرفق را سه بار شست و همهء سرش را مسح كرد و گوشها را دست كشيد و پاهاى خود را سه بار شست و هارون در تمام اين احوال او را نگاه ميكرد ، و چون ديد كه على بن يقطين چنين كرد خوددارى نتوانست و آمد خود را بعلى بن يقطين نشان داده و آواز داد : اى على بن يقطين دروغ گويد هر كس كه بپندارد تو رافضى هستى ، و از آن پس وضع او در پيش هارون نيكو شد ، و پس از اين جريان بدون سابقهء ( نامه‌نگارى از طرف على بن يقطين ) نامهء از حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام به او رسيد كه اى على بن يقطين از اين ساعت ببعد چنانچه خداوند دستور فرموده وضوء بگير ، روى خود را براى وجوب يك بار بشوى و بار ديگر براى شاداب شدن بشوى و دستهاى خود را دو بار همچنان از مرفق بشوى ، و پيش سر را با روى دو پا با زيادى آب وضوء مسح كن ، زيرا آنچه بر تو ترسيده ميشد از بين رفت ، و السلام . 6 - على بن حمزهء بطائنى روايت كند كه روزى حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام از مدينه بسوى مزرعهء كه در بيرون مدينه داشت برفت و من نيز همراهش بودم ، آن جناب سوار استرى بود و من بر الاغى كه داشتم سوار بودم ، مقدارى از راه كه رفتيم شيرى سر راه ما آمد من از ترس عقب كشيدم و آن جناب بدون واهمه جلو رفت ، پس من ديدم شير در برابر آن حضرت زبونى كرده همهمه مىكند و آوازى ميدهد
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 221 | الشيخ المفيد / سيد هاشم رسولى محلاتى