كردى ؟ گفت : اى امير المؤمنين آن جبه در پيش من است و در چمدانى مهر كرده و معطر نهادهام و از آن نگهدارى ميكنم ، و هر روز بامداد آن چمدان را باز كرده و براى تبرك و تيمن بدان نگاه ميكنم و آن را ميبوسم و دوباره سر جاى خود ميگذارم و چون پسين شود همين كار را ميكنم ، هارون گفت : هم اكنون آن را پيش من بياور ، گفت : چشم اى امير المؤمنين و يكى از غلامان خود را طلبيده به او گفت :
بفلان اطاق برو و كليد آن را از كليددار من بگير و در آن را باز كن ، و فلان صندوقى كه در آنجا است درش را باز كن و چمدانى مهر كرده در آن است آن را با همان مهرى كه دارد پيش من آر ، طولى نكشيد كه غلام چمدان را مهر كرده آورد و در برابر هارون به زمين نهاد ، هارون دستور داد مهرش را شكستند و آن را باز كردند ، چون باز شد چشم هارون به آن جبه افتاد كه تا كرده و پيچيده در ميان عطر است ، پس خشم هارون فرو نشست و بعلى بن يقطين گفت : آن را بجاى خود بازگردان ، و بسلامت باز گرد كه پس از اين سخن هيچ بدگو و سخن چينى را در بارهء تو نخواهم پذيرفت ، و دستور داد جايزه زياد و نيكوئى به او بدهند ، و دستور داد آن غلام سعايتكننده را هزار تازيانه بزنند ، همين كه حدود پانصد تازيانه به او زدند ( در زير تازيانه ) جان سپرد .
5 - و محمد بن اسماعيل از محمد بن فضل روايت كرده كه گفت : ميان اصحاب ما در بارهء مسح پاها در وضوء اختلاف شد كه آيا آن را از انگشتان تا ببلندى مفصل بايد كشيد يا به عكس ؟ پس على بن يقطين نامهء به حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام نوشت كه قربانت گردم اصحاب ما در بارهء مسح پاها اختلاف كردهاند ، اگر صلاح بدانيد به خط شريف خود تكليف مرا در كيفيت وضوء ساختن مرقوم فرمائيد تا ان شاء اللَّه
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 219
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٢١٩