تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
ما را پامال نكن ، حضرت همچنان سواره پيش رفت تا بنزد او رسيده پياده شد و نزد آن مرد نشست و با خوشروئى شروع به شوخى و خنده با او كرد و به او فرمود : چه مبلغ خرج اين كشت و زرع كرده‌اى ؟ گفت : صد دينار ، فرمود : چه مبلغ اميد دارى كه از آن بدستت رسد و عايدت گردد ؟ گفت : من علم غيب ندارم ( كه چه اندازه عايدم مىشود ) ! حضرت فرمود : من گفتم : چه مبلغ اميد دارى به تو برسد ( و نگفتم : چه مبلغ به تو خواهد رسيد ) ؟ گفت : اميد دارم دويست دينار از اين مزرعه عايد من شود ، حضرت كيسهء در آورد كه سيصد دينار در آن بود ، و فرمود : اين را بگير و كشت و زرع تو نيز به همين حال براى تو باشد و خدا آنچه اميد دارى از آن عايدت گرداند ، راوى گويد : آن مرد برخاست و سر حضرت را بوسه زد و درخواست نمود از بىادبيها و بدزبانيهاى او درگذرد ، موسى بن جعفر عليه السّلام لبخندى زده باز گشت ، ( اين جريان گذشت تا اينكه روزى ) حضرت به مسجد رفت و آن مرد عمرى هم نشسته بود ، همين كه نگاهش به آن حضرت افتاد گفت : « خدا ميداند رسالت خويش را در چه خاندانى قرار دهد » رفقاى آن مرد بسرش ريخته گفتند : داستان چيست ؟ تو كه جز اين در بارهء اين مرد ميگفتى ؟ ( و هر گاه او را ميديدى دشنام و ناسزا ميگفتى چه شد كه اكنون يكسره عوض شدى و او را مدح و ستايش ميكنى ؟ ) گفت : همين است كه اكنون گفتم و جز اين چيزى نگويم و شروع كرد بدعا كردن در بارهء موسى بن جعفر عليهما السّلام آنان با او ببحث و گفتگو پرداختند و او به همان گونه پاسخشان ميداد ، همين كه حضرت به خانه بازگشت به آن كسانى كه از او اجازهء كشتن آن مرد عمرى را خواسته بودند فرمود : كدام يك از اين دو راه بهتر بود آنچه شما ميخواستيد يا آنچه من انجام دادم ؟ من كار او را با آن مقدار پولى كه ميدانيد سر و صورت داده و بدان وسيله خود را از شر او آسوده ساختم . و گروهى از دانشمندان گفته‌اند كه : احسان و بخشش حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام از دويست