تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
ماه رمضان را ( در نظر گرفتند ، و آن شب را ) وعده گذاردند ، و از هم جدا شدند ، ابن ملجم لعنه اللَّه كه در زمرهء قبيلهء كنده بود بسوى كوفه روان شد ، تا بدان جا رسيد ، و ياران خود را ديدار كرد ولى تصميم خود را از آنها پوشيده داشت از ترس آنكه مبادا ( نقشهء شومش فاش ، و انديشه‌اش ) آشكار گردد در اين خلال ( كه در انتظار شب نوزدهم ماه رمضان بسر ميبرد ) روزى بديدار مردى از دوستان خود از قبيلهء « تيم رباب » رفت ، و در نزد او با قطام دختر اخضر تيمى بر خورد كرد ، و أمير المؤمنين عليه السّلام پدر و برادر او را در جنگ نهروان كشته بود ، و آن زن از زيباترين زنان آن زمان بود ، چون چشم ابن ملجم به او افتاد فريفتهء زيبائى او شد و عشق قطام در دلش جا گرفت ، در همان مجلس پيشنهاد زناشوئى به او داد و درخواست ازدواج با او را نمود ، قطام گفت : چه چيز مهر من خواهى كرد ؟ گفت : تو هر چه خواهى مهر قرار ده تا من بپردازم ، گفت : مهر من ( عبارت است از ) سه هزار درهم پول ، و كنيز و غلامى و ( ديگر ) كشتن على بن ابى طالب ، ابن ملجم گفت : ( بجز كشتن على بن ابى طالب ) آنچه خواهى مهيا كنم ، و اما كشتن على بن ابى طالب را چگونه انجام دهم ؟ گفت : او را غافلگير كن ( زيرا در غير اين صورت انجام اين كار ميسور نيست ، و هنگامى كه مشغول و سرگرم بكارى شد ناگهانى به او حمله كن ) پس اگر او را كشتى ( و بهدف رسيدى ) دل مرا شفا داد ( و آنگاه بوصل من خواهى رسيد ) و از عيش با من شادمان گردى ، و اگر ( در اين راه ) كشته شدى ( و نقشه‌ات انجام نشد ) ثوابى كه در آن سرا بدان خواهى رسيد برايت بهتر از دنيا است ، ابن ملجم گفت : به خدا سوگند هر آينه من به اين شهر نيامده‌ام ، و به اين حال پنهانى و اختفاء و كناره‌گيرى از مردم بسر نبرم ، جز براى انجام همين خواستهء تو و آن كشتن على بن ابى طالب است ، و بدان كه آنچه خواهى انجام دهم ، قطام گفت : پس ( اكنون كه چنين تصميمى گرفته‌اى ) من نيز در اين راه تو را يارى خواهم كرد ، و كسانى را براى كمك دادن به تو فراهم ميكنم ، از اين رو بنزد وردان بن مجالد كه يكى از مردان قبيلهء « تيم رباب » ( و از زمرهء خوارج و دشمنان على عليه السّلام