چون بميان سرا ( و صحن خانه ) رسيد مرغابيان پيش آمدند و به روى آن حضرت فرياد ميزدند ، ( آنان كه در خانه بودند ) آنها را از پيش رويش دور ميكردند ، حضرت فرمود : آنها را واگذاريد زيرا كه اينها نوحهگران هستند ، پس بيرون رفت و ( همان شب ) ضربت خورد .
[ فصل ( 5 ) كيفيت شهادت آن حضرت ]
و از خبرهائى كه در بارهء سبب كشته شدن آن حضرت و چگونگى آن رسيده خبرى است كه جماعتى از تاريخ نويسان حكايت كردهاند كه از آن جمله است : أبو مخنف ، و اسماعيل بن راشد ، و ابو هاشم رفاعى و ابو عمر و ثقفى و ديگران ، ( و اجمال داستان اين است ) كه جماعتى از خوارج در مكه گرد آمدند ، و ( در انجمنى كه كردند از هر درى سخن گفتند تا اينكه ) سخن از فرمانروايان و زمامداران بميان آمد و همگى ايشان بر آنها و بر كردارشان عيب گرفتند ، و رفتارشان را زشت شمردند و بر أهل نهروان ( يعنى آن دسته از خوارج كه در جنگ نهروان كشته شدند ) افسوس خوردند ، پس برخى از ايشان به ديگران گفتند : خوب است ما خود را به خدا فروخته نزد اين زمامداران گمراه برويم و بكمين آنها باشيم ناگاه آنها را بكشيم ، و مردمان شهرها را از دست آنها آسوده كرده و ضمنا انتقام خون برادران شهيد خود را نيز كه در نهروان كشته شدند بگيريم ، و بر اساس همين پيشنهاد با يك ديگر پيمان بستند كه پس از گذشتن زمان حج و انجام آن بدنبال اين كار بروند ، عبد الرحمن بن ملجم لعنه اللَّه گفت : من شما را از دست على آسوده خواهم كرد ( و كشتن او را بعهدهء من واگذاريد ) برك بن عبد اللَّه تميمى گفت : من شما را از شر معاويه آسوده ميسازم ، و عمرو بن بكر تميمى گفت : من از دست عمرو بن عاص شما را آسوده سازم و آن هر سه بر اين تصميم با همديگر پيمان بستند و بر وفاى با آن وعده هم پيمان شدند ، و براى انجام اين كار شب نوزدهم