تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 13

مساهمون:

ص١٣
توضيح - مترجم گويد : در پارهء از نسخه‌ها مانند آنچه شيخ حر عاملى ( ره ) در اثبات الهداة از اين كتاب نقل كند عبد اللَّه بن جعفر بجاى عبد اللَّه بن عباس ذكر شده و آن به صحت و درستى نزديكتر است چنانچه در فصل ( 63 ) از باب ( 3 ) اين كتاب نيز بيايد ، و عبد اللَّه بن جعفر شوهر حضرت زينب سلام اللَّه عليها و فرزند جعفر بن ابى طالب برادرزادهء على عليه السّلام مىباشد . 4 - و نيز اسماعيل بن زياد گويد : ام موسى خدمتكار ( و كلفت ) على عليه السّلام كه در ضمن دايهء دخترش نيز بود ، برايم حديث كرد و گفت : شنيدم على عليه السّلام بدخترش ام كلثوم ميفرمود : دختركم ، چنين مىبينم كه مدت كمى با شما هستم ؟ عرضكرد : چگونه پدر جان ؟ فرمود : من رسول خدا ( ص ) را در خواب ديدم و او ( در آن حال ) گرد و خاك از رويم پاك ميكرد و ميفرمود : يا على ترا چيزى نيست آنچه وظيفه‌ات بود انجام داده‌اى ، ام كلثوم گفت : سه شب ( از اين خواب ) بيش نگذشت كه آن ضربت را به او زدند ، ام كلثوم در آن مصيبت فرياد زد ، حضرت فرمود : دختركم ، فرياد نزن زيرا رسول خدا ( ص ) را مىبينم كه بدست خود به من اشاره مىكند و ميفرمايد : يا على نزد ما بيا كه آنچه در نزد ما است براى تو بهتر است . 5 - و نيز عمار دهنى از أبى صالح حنفى حديث كند كه گفت شنيدم على عليه السّلام ميفرمود : پيغمبر ( ص ) را در خواب ديدم و بدان حضرت از رنجها و دشمنيهائى كه از امتش به من رسيده بود شكايت بردم و گريستم ، فرمود : يا على گريه مكن ، پس بسوئى نظر افكند و من نيز بدان سو متوجه شدم دو مرد را ديدم كه كتهاى آنها بسته است ، و سنگهاى بزرگى را ديدم كه بر سر آن دو ميكوبند ، ابو صالح ( راوى حديث ) گويد : صبح فرداى آن روز مانند روزهاى ديگر بسوى خانه آن حضرت رفتم ، همين كه ببازار قصابها رسيدم
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 13 | الشيخ المفيد / سيد هاشم رسولى محلاتى