تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 8

مساهمون:

ص٨
كردند ( چون طلحه و زبير ) و آنان كه از حق رو گرداندند ( چون معاويه و يارانش ) و آنان كه از دين بيرون رفتند ( چون خوارج نهروان ) و در تمامى اين مدت بفتنهء گمراهان دچار گشته دست او را بسته بودند ، چنانچه رسول خدا ( ص ) سيزده سال ( كه در مكه بود ) نمىتوانست احكام اسلام و نبوت خود را ( آن طور كه بايد ) بمردم برساند ، و همواره در ترس و زندان ، و در حال فرار و دورى از اجتماع بسر ميبرد ، نه قدرت داشت كه با كفار جهاد كند ، و نه استطاعت داشت كه از مؤمنين دفاع بنمايد ، و پس از هجرت بمدينه نيز دو سالى كه در آنجا ماند همواره با مشركين مبارزه و جهاد ميكرد و گرفتار آزار منافقين بود ، تا آنگاه كه خداى عز و جل قبض روحش فرمود و در بهشت برينش جاى داد .

[ فصل ( 2 ) تاريخ شهادت آن حضرت ]

وفات ( و شهادت ) امير المؤمنين عليه السّلام پيش از سپيده دم در شب جمعه بيست و يكم ماه مبارك رمضان سال چهلم هجرى اتفاق افتاد ، و آن حضرت بوسيلهء شمشير كشته شد ، و كشنده‌اش ابن ملجم مرادى لعنة اللَّه عليه بود كه در مسجد كوفه حضرت را كشت ، و اين پيش آمد ناگوار آنگاهى بود كه آن حضرت عليه السّلام در شب نوزدهم ماه رمضان براى نماز از خانه بيرون آمد ( و وارد مسجد شد ) و مردمان را براى نماز صبح بيدار ميكرد ، و ( ابن ملجم ) از سر شب چشم به راه آن حضرت عليه السّلام بود ، تا آنگاه حضرت بر او كه خود را بخواب زده بود و در ميان خفتگان افتاده و كارش را پنهان ساخته گذر كرد ، ناگهان حمله كرد ، و با شمشيرى كه زهرآگين و مسموم بود بفرق سر آن حضرت زد ، و ( پس از اين ضربت ) حضرت روز نوزدهم و شب بيستم و روز آن و شب بيست و يكم را تا ثلث اول آن زنده بود و سپس از دنيا رفت و بلقاء خداى تعالى نائل گشت . و آن حضرت عليه السّلام پيش از آن از چنين اتفاقى آگاه بود و بمردم خبر داده بود . و
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 8 | الشيخ المفيد / سيد هاشم رسولى محلاتى