تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 6

مساهمون:

ص٦
و نيز ( دليل ديگر ) گفتار آن حضرت ( ص ) است كه در روز غدير خم آنگاه كه مردمان را گرد آورد تا گفتارش را بشنوند ، فرمود : آيا من از شما نسبت بخودتان سزاوارتر نيستم ؟ عرضكردند : چرا ، خدا گواهست ، پس آن حضرت دنبال آن بدون تأمل ( و بىآنكه ميانهء كلامش فاصلهء شود ) فرمود : هر كه من مولايش ( و فرمانروا و سزاوارتر از او به خودش ) بوده‌ام على مولاى اوست ، و ( با اين جمله ) اطاعت و پيروى از او و ولايتش را بر ايشان واجب فرمود ، همچنان كه اطاعت خودش بر آنها واجب بود و در اين باره از آنها اقرار گرفت و آن را ثابت كرد و آنها نيز انكار نكردند . و اين گفتار نيز از دليلهائى است كه صراحت آن در امامت و جانشينى آن حضرت روشن است . و نيز گفتار ديگر آن حضرت عليه السّلام كه هنگام حركتش بجانب تبوك در بارهء على عليه السّلام فرمود ( دليلى ديگرى است بر امامت او در آنجا كه فرمود : ) « نسبت تو به من همانند نسبت هارون است بموسى جز اينكه پس از من پيغمبرى نيست » و بدين وسيله مقام وزارت ، و اختصاص در دوستى ، و برترى بر همگان ، و جانشينى او را در زمان زندگى و پس از مرگش ، براى او ثابت كرد ، زيرا قرآن كريم بهمهء اينها در بارهء هارون نسبت بموسى عليهما السلام گواهى ميدهد ، ( بدين بيان كه ) خداى عز و جل از حضرت موسى عليه السّلام حكايت كند كه گفت : « ( پروردگارا ) براى من وزيرى از خاندان خودم قرار ده ، برادرم هارون را ، و پشت مرا بوسيلهء او استوار ساز ، و در كارم شريكش كن ، تا بستايمت بسيار ، و يادت كنم بسيار ، همانا بودهء تو بما بينا » و خداى تعالى ( دنبال اين درخواست موسى عليه السّلام ) فرمود : « خواستهء تو به تو داده شد اى موسى » ( سورهء طه آيه 29 - 36 ) كه در اين آيات شركت هارون با موسى عليهما السلام در نبوت ، و همچنين وزارت او براى موسى در رساندن رسالت ، و نيز استوار كردن پشتش بوسيلهء او در يارى ، ( همهء اينها ) ثابت گردد ، و ( اما ) در بارهء جانشينش ( خداى تعالى فرمايد : كه ) موسى عليه السّلام بهارون فرمود : « جانشين من باش در ميان قوم من و اصلاح كن و از راه فسادكاران پيروى مكن » ( سورهء اعراف آيهء 142 ) و با اين آيه نيز خلافت هارون و جانشينيش از موسى
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 6 | الشيخ المفيد / سيد هاشم رسولى محلاتى