تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
خدا سر راه تو آيند و انديشهء آزار تو را دارند پس بوسيلهء آن نيروئى كه خداى عز و جل به تو داده است ايشان را دفع نموده ، و بنامهاى ويژهء خداوند كه تو را بدان نامها و دانش آن مخصوص داشته از شر آنان براى خود پناه گير ، و صد تن را نيز از گروههاى مختلف بهمراه او فرستاده به آنان فرمود : همراه على باشيد و دستورات او را پيروى نمائيد ، پس امير المؤمنين عليه السّلام بسوى آن دره رهسپار شده همين كه بكنار آنجا رسيد به آن صد نفرى كه همراهش بودند دستور داد همان جا بايستند و هيچ كارى نكنند تا او بدانها دستور دهد ، سپس گام جلو نهاده و جلوى آنها آمده در كنارى ايستاده و از شر دشمنان خود به خدا پناه برد و نام خداى عز و جل را بر زبان جارى كرد و به آن گروه اشاره فرمود كه نزديك او روند ، آنان نزديك شدند و فاصلهء ميان او و ايشان باندازهء يك تير پرتاب بود ( كه بنا بگفتهء برخى دويست گام است ) سپس همين كه سرازير به آن دره شد باد تندى وزيد كه نزديك بود بواسطهء تندى آن باد آن گروه برو درآيند و گامهاى آنان از هراس دشمن و آنچه ديدند بر زمين لرزيد ، امير المؤمنين عليه السّلام فرياد زد : منم على بن ابى طالب بن عبد المطلب وصى رسول خدا ( ص ) و پسر عموى ، او پا بر جا باشيد ! پس آن مردم اشخاصى را بقيافه و شكل مردمان هند و سودان ديدند كه به نظر ميرسيد شعله‌هائى از آتش در دستهاى خود دارند و در گوشه و كنار آن دره پنهان شده‌اند ، پس امير المؤمنين عليه السّلام يك تنه بميان دره رفت و همچنان قرآن ميخواند و شمشير خود را براست و چپ حركت ميداد ، و آن اشخاص را ديدند كه بجاى نمانده و مانند دود سياهى از ميان رفتند و امير المؤمنين تكبير گفته از همان جاى دره كه فرود شده بود بالا آمد و بكنار آن گروه كه همراهش رفته بودند
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 341 | الشيخ المفيد / سيد هاشم رسولى محلاتى