3 - و مقصودم ( از وصى ) پسر فاطمه ( بنت اسد ) است آن وصى ( بزرگوارى ) كه هر كه در بارهء فضائل و كارهاى نيك او سخن گويد دروغ نگفته .
4 - آن مردى كه از دو طرف نسبش بسام ( بن نوح ) رسيد ( كه وصى نوح بود و ميراث نبوت و علم آن حضرت به او رسيد ) و حام ( پسر ديگر نوح كه اين منصبها را نداشت ) نه پدر او بود و نه پدر پدرش .
5 - كسى كه ( در هيچ جنگى و از برابر هيچ دلاورى ) نگريخت ، و در هيچ ميدان جنگى ديده نشد جز اينكه شمشير برانش به خون رنگين بود .
[ فصل ( 75 ) جنگ آن حضرت با جنيان و كلامى از مؤلف در اين باره ]
و از جمله معجزات آن حضرت عليه السّلام داستانى است كه اخبار بسيارى در آن رسيده و آن داستان فرستادن رسول خدا ( ص ) او را بوادى جن بود ، و جبرئيل به آن حضرت خبر داد كه گروههائى از طائفهء جن انجمن كرده كه مكرى در بارهاش كنند ، و على عليه السّلام رسول خدا ( ص ) را از آنان بىنياز كرد و بوسيلهء او مكر جنيان را از مؤمنين كفايت فرمود و آن مكر را از مسلمانان با نيروى فوق العاده و ممتازش باز داشت : ( 30 ) محمد بن ابى اسرى ( بسندش ) از ابن عباس رحمه اللَّه روايت كرده كه چون پيغمبر ( ص ) براى جنگ با قبيلهء بنى المصطلق بيرون رفت قدرى از راه دور شد پس شب در آمد و در جايى نزديك بدرهاى پر فراز و نشيب فرود آمد ، چون آخر شب شد جبرئيل بر آن حضرت نازل شد و به او خبر داد كه گروهى از كفار جنيان در اين بيابان كمين كرده و انديشهء بدى نسبت به آن حضرت و يارانش هنگام گذشتن از آنجا دارند پس رسول خدا ( ص ) امير المؤمنين عليه السّلام را پيش خوانده به او فرمود : به اين دره برو و گروهى از جنيان دشمن