ايستاد تا آن دودها ( كه بلند شده بود ) بالا رفته و هوا صاف شد ، پس آن گروه از اصحاب رسول خدا ( ص ) ( كه همراهش رفته بودند ) عرضكردند : چه ديدى اى ابا الحسن ؟ ما كه نزديك بود از ترس هلاك شويم و ترس ما براى تو بيش از ترسى بود كه براى خود داشتيم ؟ حضرت عليه السّلام فرمود : همين كه دشمن از پيش روى من درآمد نامهاى خداى تعالى را بآواز بلند در ميان ايشان خواندم ديدم خود را كوچك كردند ( و در صدد فرار و گريز در آمدند ) پس من بميان آن دره درآمدم بىآنكه از ايشان هراسى داشته باشم و اگر به همان شكلى كه در آغاز بودند ميماندند تا آخرين نفرشان را از پاى در مىآوردم ، و همانا خداوند نقشهء شوم ايشان را كفايت كرده و مسلمانان را از شر ايشان آسوده گردانيد ، و باقى ماندهء ايشان پيش از من به خدمت پيغمبر ( ص ) خواهند رسيد و به آن حضرت ايمان خواهند آورد ، و امير المؤمنين عليه السّلام با همراهان بنزد رسول خدا ( ص ) بازگشتند و جريان را بعرض رسانيدند ، و بدين وسيله اندوه آن بزرگوار بر طرف شد و در حق على عليه السّلام دعاى خير كرده فرمود : يا على پيش از رسيدن تو باينجا آنان كه خداوند بسبب تو ايشان را بهراس افكنده بود از جنيان بنزد من آمده اسلام آوردند و من اسلامشان را پذيرفتم ، سپس رسول خدا با گروه مسلمانان از آن دره بدون خوف و ترس آسوده خاطر گذشتند .
و اين حديث را سنيان مانند شيعه نقل كردهاند و چيزى از آن را منكر نشدهاند و آنان كه مذهب معتزله دارند ( و معتزله گروهى از مسلمانان هستند كه عقايدى مخصوصى در اصول و فروع دارند ) اينان بخاطر ميلشان بمذهب برهمايان ( هند كه منكر معجزات گشتهاند ) اين داستان را نپذيرفتهاند ( و وجود جن را منكر شدهاند ) ، و به جهت دورى اينان از شناختن اخبار اين حديث را منكر شدهاند ، و اينان در اين عقيده به راه زنديقان رفته و بر آيات قرآنى و اخبارى كه در بارهء جن و ايمانشان به خدا و رسول رسيده طعن زده و همچنين داستان جنيانى كه خدا در قرآن در سورهء جن بيان فرموده و گفتارشان كه ( گفتند ) : « همانا
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 342
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٣٤٢