ميديدم ميراث خود را بتاراج رفته است ، ( اين جريان دوران ابو بكر بود ) تا اينكه اجل او سر رسيد و ( هنگام مرگش ) خلافت را بآغوش عمر انداخت ، جاى بسى شگفت بود كه در حالى كه او در زمان زندگيش خلافت را از خود فسخ ميكرد ( و ميگفت : « اقيلونى فلست بخيركم و على فيكم » يعنى اى مردم بيعت خود را از من فسخ كنيد و مرا از خلافت عزل كنيد زيرا تا على در ميان شما است من بهترين شما نيستم ، با اين حال ) پس از مرگ خود آن را براى ديگرى بست ( و وصيت كرد كه پس از من عمر خليفه است ) هر آينه اين دو نفر خلافت را چون دو پستان شتر ميان خود قسمت كردند ، ( آنگاه على عليه السّلام بر سبيل تمثل اين شعر اعشى را خواند : ) چه اندازه فرقست ميان امروز من كه بر بالاى شتر سوار و برنج و سختى سفر گرفتارم ، و ميان آن روز كه نديم حيان برادر جابر و در ناز و نعمت بودم ( يا چقدر فرق است ميان روزگار من و روزگار حيان برادر جابر كه در كمال خوشى و آسودگى بسر مىبرد ) .
( مترجم گويد : اين شعر از جمله اشعارى است كه اعشى در مدح عامر و هجو علقمه گفته است ، و حيان و جابر پسران سيمين بن عمرو بودهاند ، و حيان در شهر يمامه فرمانروا و داراى ثروت سرشارى بود ، و هر ساله از جانب كسرى پادشاه ايران تحف و هداياى بسيارى براى او ميفرستادند ، و رويهمرفته در كمال خوشى و آسودگى و عيش روزگار خود را مىگذرانيد و اعشى شاعر نيز نديم و همنشين او بود تا اينكه زمانى به سفر رفت و از آن خوشيها و شادكاميهائى كه در زمان همنشينى با حيان داشت دور شد ، و در برابر بسختيهاى سفر و كوهان شتر دچار شد و در اين شعر فرق بسيارى كه ميان اين دو حال او بوده بيان مىكند ، و يا مقصودش بيان فرق ميان حال خود و حال حيان است كه روزگار من با اين سختى و رنج كجا ، و روزگار حيان با آن خوشيها و آسودگىها كجا ، و بنا بر معناى اول منظور امام عليه السّلام از تمثل به اين بيت بيان فرق ميان حال خود است در روزگار زنده بودن رسول خدا ( ص ) و عزت و احترامى كه در نظر آن حضرت و مسلمانان داشت و ميان روزگار پس از رحلت آن حضرت ( ص ) و خلافت ابى بكر و خانهنشينى و غم و اندوه بسيارى كه بر آن حضرت عليه السّلام وارد شد ، و بنا به معناى دوم منظور بيان فرق ميان حال خود است و حال آنان كه در اثر رسيدن بخلافت و مقاصد باطلهء خود خوشحالند ، و شايد معناى اول ظاهرتر باشد ) .
پس أبو بكر خلافت را در جاى ناهموار و درشتى قرار داد ( اشاره بخوى تند عمر است ) كه برخورد
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 284
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٢٨٤