تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
نامه فارغ گشت عرضكردم : اى امير مؤمنان كاش سخن را از آنجا كه بريدى ادامه ميدادى ؟ فرمود : هيهات : چقدر دور است ( كه ديگر مانند آن سخنان دوباره گفته شود ) اين هم ( كه ديدى مانند ) شقشقهء شترى بود كه بيرون آمد و سپس بجاى خود برگشت ( شقشقه كف دهان شتر است كه هنگام هيجان با غرش از دهنش بيرون آيد و به شكل شش گوسفند است و در نگاه اول بيننده ممكن است آن را با زبان اشتباه كند ) .

[ فصل ( 50 ) خطبه ديگر ]

مسعدة بن صدقة ( يكى از اصحاب امام صادق عليه السّلام ) گويد از حضرت جعفر بن محمد عليهما السّلام شنيدم مىفرمود : امير المؤمنين عليه السّلام در كوفه براى مردم خطبه خواند ، و حمد و ثناى خداى را بجا آورد سپس فرمود : من بزرگ و آقاى پيران كهن سال هستم ، و در من روش و سنتى از ايوب پيغمبر ( عليه السّلام ) مىباشد ( اشاره ببردبارى و صبر آن حضرت است ) و به زودى خداوند براى من خاندان مرا گرد آورد چنانچه براى يعقوب گرد آورد ، و اين در وقتى است كه فلك بچرخد ( و روزگارى بگذرد ) كه بگوئيد گم شده يا هلاك شده ( مقصود يازدهمين فرزندش مهدى موعود عجل اللَّه فرجه الشريف و روحى و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداء است ) آگاه باشيد كه پيش از رسيدن آن زمان بردبارى را شعار خود كنيد ( و بدان خود را نگهداريد ) و با اعتراف بگناهان بسوى خدا بازگشت نمائيد ، زيرا لباس قدس و تقواى خود را ( در آن هنگام ) بيكسو افكنده‌ايد ، و چراغهاى ( هدايت ) خود را خاموش كرده‌ايد ، و زمام كار راهنمائى خود را به گردن كسى انداخته‌ايد كه نه خود را و نه شما را از نظر گوش و چشم نگهدارنده نيست ( يعنى نميتواند خود را نگهدارد و نه شما را ) به خدا سوگند ناتوان است خواهنده و خواسته شده ( يعنى هم شما و هم آن راهنمايان ) اين كه گفتم فرا گيريد ، و اگر كار خود را بيك ديگر وانگذاريد ، و از يارى كردن حق سستى نكنيد ، و از پست كردن باطل كندى نورزيد ، دلير نشوند بر شما آنان كه مانند شما نيستند ( و از شما پست‌ترند ) و بر شما