[ فصل ( 23 ) سخنان او هنگام دخول بصره ]
و از سخنان آن حضرت عليه السّلام است آنگاه كه ببصره وارد شد و ياران و پيروان خود را گرد آورد و آنان را بر جنگ ( با دشمنان دين ) وادار كرد ، و از آن جمله فرمود : اى بندگان خدا به پا خيزيد براى جنگ با اين مردمان با سينههاى گشاده در جنگيدن با ايشان ، زيرا ايشان بيعت مرا شكستند و فرماندار من ( عثمان ) پسر حنيف را پس از كتك بسيار و رنج و آزار سخت از بصره بيرون راندند و سيابجة را ( آنان كه امير المؤمنين عليه السّلام بيت المال بصره را بايشان سپرده بود ) كشتند و حكيم بن جبلة عبدى را مثله كرده و مردان شايسته و صالح ديگر را كشتند ، سپس بجستجو پرداخته آنان كه از دست اينان رهائى يافته ( و پنهان شده ) بودند دنبال كردند و در هر خانه ( كه رفته بودند ) و از زير هر پناهگاهى ( كه در آن پنهان شده بودند ) گرفته آنها را آوردند و پس از چندى نگهداشتن ايشان را گردن زدند ، چه شده است ايشان را ! خدايشان بكشد بكجا ميروند ؟ به پا خيزيد براى ايشان و در برابرشان سخت باشيد ، و ديدارشان كنيد بردبارانه و پاداش جوينده ، و ايشان را بياگاهانيد كه شما زد و خوردكننده و كشتاركنندهء آنهائيد ، و خود را براى نيزههائى كه باندرون كارگر شود و شمشير زدنهاى سخت و جنگ با مردان همباز خود ( آماده كردهايد ) و هر يك از شما كه خود را در برابر دشمن پردلتر ديد ، و از يكى از برادران سستى مشاهده كرد بايد از آن برادرش كه بر او ( در شجاعت ) برتر است دفاع كند چنانچه از خويشتن دفاع مىكند زيرا اگر خدا ميخواست او را نيز چون رفيقش ( پر دل و شجاع ) قرار ميداد .