اين بود شمهاى از داوريهاى آن حضرت عليه السّلام و احكام شگفت انگيزى كه كسى پيش از او چنين داوريهائى نكرده و هيچ كس از سنى و شيعه آشنائى بدانها نداشته و از كسى جز آن بزرگوار گرفته نشده ، و عترت طاهرينش همگى بر آن داوريها رفتار كردهاند ، و اگر ديگرى جز آن حضرت عليه السّلام گرفتار چنين داوريها ميشد هر آينه درماندگى و ناتوانيش از حقيقت آن آشكار ميگشت ، چنانچه در پيش آمدهائى كه حكم آن بسيار روشن و واضح بود از داورى درماندند ( و پيش از اين گذشت كه ابو بكر و عمر و عثمان چگونه از پاسخ پرسشهاى بسيار روشن و ساده عاجز بودند ) و در آنچه از داوريهاى حضرت امير المؤمنين عليه السّلام بطور اختصار بيان داشتيم براى منظور ما كافى است ان شاء اللَّه تعالى .
[ ( باب سوم ) سخنان حكمت آميز على عليه السلام ]
در بيان مختصرى از سخنان آن حضرت عليه السّلام در بارهء وجوب شناسائى خداى تعالى ، و يگانگى او ، و دورى تشبيه از او ، و توصيف عدالت و اقسام حكمت و برهانها و حجتها است .
از آن جمله است آنچه ابو بكر هذلى ( بسند خود ) از صالح بن كيسان حديث كند كه امير المؤمنين عليه السّلام در مورد واداشتن مردم بشناسائى خداى سبحان و يگانگى او فرمود : سرآغاز پرستش خداوند شناختن او است ، و پايهء شناختنش يگانه دانستن او است ، و نظام يگانگيش بدور ساختن همانند از او است ،