تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
آمد از مباهلهء با او بپرهيزيد ، و اگر با اصحاب و يارانش آمد با او مباهله كنيد ( و نترسيد ) كه بر چيزى نيست ( و دين حق را دارا نيست ) چون فردا شد پيغمبر ( ص ) در حالى كه دست على بن ابى طالب عليه السّلام را در دست داشت و حسن و حسين از جلو و فاطمه عليها السّلام از پشت سرش ميرفتند براى مباهله حاضر شد ، و نصارى نيز كه كشيش بزرگ پيشاپيش آنها بود ( براى مباهله ) بيرون شدند ، همين كه كشيش پيغمبر ( ص ) و همراهانش را بديد پرسيد كه اينان ( كه همراهش هستند ) كيانند ؟ به دو گفته شد : او پسر عمويش على بن ابى طالب است ، و هم او داماد و پدر فرزندان و محبوبترين مردمان بنزد اوست ، و آن دو كودك فرزندان دخترش كه از شوهرش على است ميباشند ، و آن دو نيز محبوبترين مردمان نزد اويند ، و آن زن دخترش فاطمه است كه گراميترين مردمان پيش او است ، و پيش پيغمبر از ديگران نزديكتر است ( يعنى علاقهء قلبى آن حضرت به او بيش از ديگران است ) كشيش رو بعاقب و سيد و عبد المسيح كرده گفت : نگاه كنيد و ببينيد كه او با نزديك‌ترين و گرامىترين فرزندان و خاندان خود آمده تا بوسيلهء آنان مباهله كند و با كمال اطمينان باينكه بر حق است آمده و به خدا سوگند اگر بر برهان خود مىترسيد اينان را بهمراه خود نمىآورد ، از مباهله كردن با او بپرهيزيد ، و به خدا سوگند اگر بخاطر انديشهء از قصر ( پادشاه روم ) نبود هم اكنون من مسلمان ميشدم ، ولى بهر چه ميانهء شما و او سازش و اتفاق مىشود با او مصالحه كنيد ( و صلح بر قرار سازيد ، و هر چه در برابر صلح از شما خواست بپذيريد ) و بشهرهاى خود بازگرديد ، و براى خود فكرى بكنيد ، به او گفتند : ما پيرو فرمان تو هستيم هر چه كردى بدان گردن نهيم ، پس كشيش رو به حضرت ( ص ) كرده گفت : اى ابو القاسم ما با تو مباهله نمىكنيم ، ولى مصالحه ميكنيم ، پس با ما صلح كن بدان چه ما بدان گردن نهيم ( و هر چه خواهى براى شرط صلح معين كن تا بپردازيم ) پيغمبر ( ص ) با آنها مصالحه كرد بر اينكه هر سال دو هزار حله ( جامهء نو ) از حله‌هاى اواقى به او بدهند ( اواقى جمع اوقيه است و اوقيه برابر با هفت
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 156 | الشيخ المفيد / سيد هاشم رسولى محلاتى