در اين سفر فضيلتهاى بزرگى بود ، ( 30 ) از آن جمله اينكه رسول خدا ( ص ) او را بيمن فرستاد تا خمس گنجينهها و معادن را از آنها بگيرد ، و آنچه نصاراى نجران از حلهها و پول گردن نهاده بودند كه بدهند آنها را نيز از ايشان بگيرد ، پس آن حضرت بدنبال آنچه رسول خدا ( ص ) او را فرستاده بود برفت و اوامر آن حضرت را بنحو احسن انجام داد ، و در فرمانبردارى از فرمان او بشتافت ، و رسول خدا ( ص ) جز به او بكس ديگرى براى اين كار اعتماد نكرد ، و در ميان مردمان ديگرى را شايستهء اين كار نديد ، پس او را بجاى خود نهاد ، و مقام نيابت را به او واگذار كرد در حالى كه اطمينان به كار او داشت ، و بانجام مشكلى كه بعهدهاش نهاده آسوده خاطر بود .
سپس رسول خدا ( ص ) ارادهء بجاى آوردن حج و انجام آنچه خداى تعالى بر او فرض كرده بود فرمود ، و براى حج در ميان مردم اعلام فرمود ، و همگى را به حج دعوت كرد ، و اين دعوت بدور دست ترين بلاد رسيد ، پس مردم آمادهء رفتن به حج شدند و از اطراف و حوالى و نزديكيهاى مدينه مردم زيادى بمدينه آمدند و خود را آماده و مهياى رفتن به حج در ركاب آن بزرگوار كردند ، و آن حضرت ( ص ) در بيست و پنجم ذى قعده از مدينه بسوى مكه بيرون آمد ، و نامهء بأمير المؤمنين عليه السّلام نوشت كه از يمن براى انجام حج به مكه آيد ، و براى او نوع حج خود را ( كه آيا حج تمتع يا قران است ) ننوشت ، و خود به قصد حج قران ( حج قران يكى از اقسام سهگانهء حج است و شرح آن با پارهء توضيحات مربوطه در آخر حديث پيش از داستان غدير خم بيايد ) شترانى را براى قربانى برداشته بسوى مكه حركت فرمود ، و در ذى الحليفة ( كه اكنون به مسجد شجره معروف است ) احرام بست ، و مردم نيز با آن حضرت احرام بستند و از بيداء ( كه در يك ميلى مسجد شجرة است ) تلبيه ( و لبيك ) گفت و تا كراع الغميم ( كه نام جايى است در سى ميلى مكه ) تلبيه گفت و اين فاصله ما بين دو حرم ( يعنى مكه و مدينه را ) از بيداء تا كراع الغميم تلبيه ميگفت ، و مردمى كه
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 159
مساهمون: الشيخ المفيد
ص١٥٩