تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
پس هنگامى كه رسول خدا ( ص ) نماز عصر را خواند بسوى او رو كردند و جلوى آنان كشيش بزرگ آنها بود ، پس رو به آن حضرت كرده گفت : اى محمد در بارهء بزرگ ما حضرت مسيح چه گوئى ؟ پيغمبر ( ص ) فرمود : بندهء خدا بود كه او را برگزيده و مخصوص گردانيد ، كشيش بزرگ گفت : اى محمد آيا براى او پدرى سراغ دارى كه او را بوجود آورده باشد ؟ پيغمبر ( ص ) فرمود : جريان زناشوئى در كار نبوده تا پدر داشته باشد ! گفت : پس چگونه گوئى كه او بندهء آفريده شده است و تو تاكنون بندهء آفريده‌شدهء نديده جز اينكه از راه زناشوئى و داراى پدر باشد ؟ خداى سبحان آياتى از سورهء آل عمران نازل فرمود تا به اين آيه كه فرمايد : « همانا مثل عيسى نزد خداوند مانند آدم است كه او را از خاك آفريد پس به او گفت : باش پس شد ، سخن حق از پروردگار تو است و تو مباش از شك‌ّكنندگان ، پس هر كس در آن با تو ستيزه كند از آنچه بيامده است تو را از دانش ، بگو بيائيد بخوانيم و فرزندان ما و فرزندان شما را و زنان ما و زنان شما را ، و ما خود را و شما خويش را سپس به يكديگر نفرين ميكنيم و بگردانيم لعنت خدا را بر دروغگويان » ( سورهء آل عمران آيه‌هاى 59 تا 61 ) پس رسول خدا ( ص ) اين آيات را بر نصاراى نجران خواند ، و آنها را بمباهله ( يعنى نفرين كردن به يكديگر ) دعوت كرده فرمود : همانا خداى عز و جل به من خبر داد كه پس از مباهله هر آن كس كه بر باطل است عذاب بر او نازل شود ، و بدان وسيله حق از باطل جدا گردد ، پس كشيش بزرگ با عبد المسيح و عاقب براى مشورت انجمن كردند و تصميم ايشان بر اين شد كه تا صبح روز ديگر از او مهلت بخواهند ( و فردا با او مباهله كنند ) چون بنزد مردان خويش بمنزلهاى خود باز گشتند كشيش بزرگ به آنها گفت : فردا نگاه كنيد ببينيد اگر محمد با فرزندان و خاندان خود