مثقال طلا ، و چهل درهم است ) كه ارزش هر حله چهل درهم تمام عيار شد و هر چه از آن قيمت كم و زياد شد روى همان چهل درهم حساب كنند ( يعنى اگر ارزش آن حلهها كمتر بود يا زيادتر بود ميزان همان چهل درهم باشد كه پس از ضرب چهل در دو هزار حاصل جمع هشتاد هزار درهم مىشود و حلهها در هر سال روى همرفته بايد بارزش هشتاد هزار درهم باشد ) و آن حضرت ( ص ) صلحنامهء در اين بارهء براى آنان نوشت بدين شرح :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
اين صلحنامه ايست از محمد پيامبر خدا براى اهل نجران و توابع و اطراف آن كه گرفته نشود از ايشان چيزى از طلا و از نقره و ميوه و بردهء جز دو هزار حله از حله اواقى كه قيمت هر حله چهل درهم باشد ، و اگر كم و زيادى شد به همان حساب باشد ، هزار حله آن را ( قرار شد هر ساله ) در ماه صفر بدهند و هزار حلهء ديگر را در ماه رجب بپردازند ، و بر ايشانست كه چهل دينار براى خرج منزل فرستاده يا فرستادگان من بپردازند ، و بر ايشان است كه هر گاه در يمن جنگى و حادثهء از جانب قبيلهء ذى عدن روى دهد بعنوان عاريه مضمونة ( كه اگر از بين رفت مانند آن را باز دهند ) سى زره و سى اسب و سى شتر به مسلمانان ( براى جنگ با آنان ) بدهند و براى آنهاست به اين صلحنامه پناه خدا و ذمهء محمد بن عبد اللَّه ( يعنى پس از اين صلحنامه در پناه خدا و زنهار رسول خدا هستند ) و پس از اين سال اگر كسى از آنها ربا خورد ذمهء از من بر او نيست ( يعنى اين صلح مشروط است باينكه پس از اين ربا نخورند ، و اگر خوردند در زنهار و امان خدا و رسول نيستند ) .
پس آن گروه نامهء صلح را گرفته و باز گشتند .
[ فصل ( 49 ) نتيجه فصل سابق ]
و در داستان نجران بيان فضيلت امير المؤمنين عليه السّلام است ، و نيز در اين داستان نشانهء بر صدق نبوت