تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
بدان كه جان حذيفه بدست او است ، اجر و ثواب كردار على در آن روز از كردار ياران و پيروان محمد ( ص ) تا روز رستاخيز بزرگتر است . 3 - هشام بن محمد از معروف بن خربوذ حديث كند كه على عليه السلام در جنگ خندق اين اشعار را گفت ( كه ترجمه‌اش چنين است ) : 1 - آيا بسوى من سواران ( قريش ) يورش برند ؟ آگاه كنيد از جانب من و از جانب آن سواران ياران مرا : 2 - كه امروز غيرت من و شمشير تيز و برانى كه در سر دارم از گريختنم جلوگيرى كند . 3 - و آنگاه كه عمرو بوسيلهء شمشير براق و برندهء كه از آهن هندى ساخته شده بود ، سركشى كرد او را به خاك هلاكت انداختم . 4 - پس او را واگذاشتم آنگاه كه مانند تنهء درخت خرما ميان ريگها و تپه‌ها به زمين افتاد و به آن حال او را رها كردم . ( ترجمهء شعر پنجم در همين فصل يكى دو صفحه پيش گذشت ) . 4 - يونس بن بكر از محمد بن اسحاق روايت كند كه چون على عليه السلام عمرو بن عبد ودّ را كشت با روى شكفته بسوى رسول خدا ( ص ) آمد ، عمر بن خطاب گفت : اى على چرا زره او را كه در ميان عرب مانندش نيست از تنش بيرون نياوردى ؟ أمير المؤمنين عليه السلام فرمود : من شرم كردم از اينكه عورت پسر عمويم را مكشوف نمايم . 5 - عمر بن أبى الازهرى ( بسندش ) از حسن حديث كند كه چون على عليه السلام عمرو بن عبد ودّ را