تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
كشت سرش را بريده و آن را برداشته بياورد پيش روى پيغمبر ( ص ) به زمين انداخت ، پس ابو بكر و عمر برخاستند و سر مبارك على عليه السلام را بوسه زدند . 6 - على بن حكيم اودى گويد : از ابى بكر بن عياش شنيدم كه ميگفت : براستى على ضربتى زد كه در اسلام ضربتى از آن بزرگتر و بهتر نبود و آن ضربت بعمرو بن عبد ودّ بود ، ضربتى نيز بدان حضرت زدند كه براستى ضربتى نامباركتر و شوم‌تر از آن نبود ، و آن ضربت ابن ملجم لعنه اللَّه بود . و در بارهء همين جنگ احزاب خداى تعالى اين آيات را فرو فرستاد : آنگاه كه بيامدند شما را از فراز شما و از پائين شما ، و آنگاه كه ديده‌ها ( از ترس ) خيره ماند ، و دلها بگلوگاه رسيد ، و گمان ميبردند به خدا گمانهائى ، آنجا مؤمنان آزمايش شدند و لرزيدند لرزشى سخت ، و آن هنگامى كه مردمان دو رو و منافق و آنان كه در دلهاشان بيمارى است ميگفتند : كه خدا و پيغمبرش بما وعده نداد جز فريب » تا آنجا كه فرمايد : « و كفايت كرد خداوند مؤمنان را از جنگ و خدا است نيرومند عزيز » ( سورهء احزاب آيه‌هاى ( 10 ) و ( 11 ) و ( 12 ) تا آيهء 25 ) و اين سرزنش و ملامت و درشتى و خطاب خداوند متوجه ايشان گشت ، و باتفاق تاريخ نويسان و مسلمانان هيچ كس از اين سرزنش و ملامت رهائى نيافت جز أمير المؤمنين عليه السّلام ، زيرا كه فتح آن جنگ بدست او شد ، و كشتن عمرو بن عبد ودّ و نوفل بن عبد اللَّه كه بدست او بود سبب گريختن مشركين شد ، ( 30 ) و رسول خدا ( ص ) پس از اينكه اينان بدست على عليه السّلام كشته شدند فرمود : ما بجنگ ايشان خواهيم رفت ولى آنها ديگر بجنگ ما نخواهند آمد . 7 - يوسف بن كليب ( بسندش ) از عبد اللَّه بن مسعود ( كه يكى از قاريان قرآن است ) حديث كرده
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 93 | الشيخ المفيد / سيد هاشم رسولى محلاتى