تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
2 - بشمشير پسر عبد اللَّه يعنى احمد ( ص ) كه در جنگ بدست على عليه السّلام بود به اين افتخار و سرفرازى ( يعنى كشته شدن عمرو ) رسيديد پس كوتاه كنيد ( اين لاف و گزاف را ) . 3 - عمرو بن عبد ودّ را شما نكشتيد ، بلكه همتاى هژبر شير دلش او را كشت . 4 - يعنى على عليه السّلام ، آنچنان كسى كه بناى قدرت و نيرويش بلند است ، و شما لافهاى بيهوده و بسيار بر ما بزنيد كه پست و كوچك خواهيد شد . 5 - ( همين شما انصار بوديد ) كه در جنگ بدر براى مبارزه و جنگ بيرون شديد و بزرگان قريش آشكارا شما را باز گرداندند ، و پس زدند ( اشاره بداستانى است كه در فصل ( 18 ) گذشت ) . 6 - و آنگاه كه حمزه و عبيده و على با آن شمشيرى كه آهنش هندى و خطرناك بود نزد ايشان آمدند . 7 - گفتند : چه همتايان نيك و درستى هستيد ، و با شتاب بسوى آن مردمانى كه ستم و سركشى كردند برفتند ( مقصود از ستمكار و سركش عتبة و شيبة و وليد هستند ) . 8 - پس على در ميدان جولانى هاشمى كرد و دمار از روزگارشان درآورد آنگاه ( يا چون ) كه سركشى كردند و تكبر ورزيدند . 9 - شما بجز از خود ما افتخارى بر ما نداريد ( يعنى آن كسانى كه شما بدانها فخر و مباهات ميكنيد از خود ما اهل مكه هستند ) و براى شما افتخارى نيست كه بشمار درآيد يا در بيان آيد . 8 - احمد بن عبد العزيز ( بسند خود ) از أبى الحسن مدائنى حديث كند كه چون على بن ابى طالب عليه السّلام عمرو بن عبد ودّ را كشت ، اين خبر به گوش خواهر عمرو رسيد ، پرسيد : كه بوده است آن كس كه بر او دليرى كرده ( و جرات كشتن او را داشته ) ؟ گفتند : پسر ابو طالب ، گفت : مرگ او نگذشت جز