تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تبيين باب حادى عشر ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
محال است ، زيرا هيچ امرى منافى با خدا نيست . و اما لذت نيز - اگر حسّى باشد - بر خداوند محال است زيرا لذّت از توابع مزاج است و مزاج بر خداوند ممتنع است ، و الّا [ اگر خداوند داراى مزاج و لذت باشد ] بايستى جسم باشد . و اما اگر لذت ، عقلى باشد ، حكما و فلاسفه آن را براى خداوند اثبات كرده‌اند و نيز صاحب كتاب « الياقوت » « 1 » از متكلمين شيعه به آن قائل است . چون خداوند متصف به كمال شايستهء خود است ، چه اينكه نقص بر خداوند محال است . و در عين حال او ذاتش و كمالش را [ با علم حضورى ] درك مىكند . پس خداوند شريف‌ترين و بالاترين مدرك نسبت به عظيم‌ترين مدرك با بالاترين درجهء ادراك است . و مقصود ما از لذّت چيزى جز اين نيست . و اما متكلمان بطور مطلق لذّت را نفى كرده‌اند ، چراكه يا معتقدند لذات عقليه در خداوند منتفى است و يا مىگويند چنين مطلبى در شرع وارد نشده است . يعنى مىگويند صفات و اسماء خداوند توقيفى [ موقوف به اذن شارع ] مىباشند و كسى غير از او حق ندارد كه بر آن‌ها چيزى بيفزايد مگر به اذن خود او . چراكه اين افزودن گرچه در نظر عقل جايز است ، ولى موافق با رعايت ادب نيست . زيرا ممكن است نسبت دادن صفتى به خدا - از جهتى كه چه بسا ما نمىدانيم - جايز نباشد .

نفى اتّحاد

مصنف مىفرمايد : و خداوند با غير خودش متحد نمىشود چراكه اتحاد مطلوب [ حقيقى ] محال است . مىگويم : اتحاد به دو معنى گفته مىشود : اتحاد مجازى و اتحاد حقيقى . اتحاد مجازى اين است كه شيئى بگونهء كون و فساد [ تغيير دفعى ] به شىء ديگرى تبديل شود : خواه بدون اضافه شدن شيئى ديگر باشد مثل اينكه مىگويند : آب تبديل به هوا
هامش
( 1 ) . ابو اسحاق نوبختى .