تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تبيين باب حادى عشر ( فارسى ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
دومين وصف سلبى اين است كه خداوند در جهتى از جهات نيست . و جهت ، مقصد متحرك و متعلّق اشاره است . و فرقهء كراميّه پنداشته‌اند كه خداوند در جهت بالا است ، زيرا از ظواهر منقولات [ آيات و اخبار ] چنين برداشت كرده‌اند ، ولى اين سخن باطل است . چون اگر خداوند در جهتى باشد ، يا از آن مستغنى است ، پس در آن جهت قرار نمىگيرد . و يا بدان جهت محتاج است كه در اين صورت ممكن الوجود مىشود . و ظواهر نقلى داراى تأويلات و محمل‌ها [ تفسير و توجيه‌هايى ] است كه در جاى خودش بيان گرديده است . چون وقتى دلايل عقلى بر امتناع جسميت و آثار آن براى خداوند ، دلالت كند ، بايد غير از اين دلايل [ مثل اخبار و آيات ] را تأويل كرد ، زيرا عمل به آن‌ها محال است . در غير اين صورت اجتماع نقيضين و يا ترك عقل و نقل لازم مىآيد . و الّا بايستى نقيضان مرتفع شوند [ و اين محال است ] و يا بايد به نقل عمل شود و عقل كنار زده شود . و در غير اين صورت نقل نيز بايد كنار گذاشته شود ، چراكه اصل و ريشهء حجيّت نقل كه عقل است ، كنار زده شده است . پس فقط فرض چهارم باقى مىماند و آن اين است كه به عقل عمل شود و نقل ، تأويل گردد .

نفى لذّت و ألم

مصنف مىگويد : لذت و الم [ درد ] در مورد خداوند ممكن نيست ، زيرا مزاج براى خداوند محال است . مىگويم : درد و لذت دو امر وجدانى هستند و لذا احتياج به تعريف ندارند . و گاهى در تعريف آن‌ها گفته مىشود : لذت ، ادراك امر ملائم است از آن حيث كه ملائم است . و الم ، ادراك امر منافى است از آن حيث كه منافى است . و اين دو [ لذت و الم ] گاهى حسّى هستند ، و گاهى عقلى هستند . يعنى هرگاه ادراك حسى باشد ، لذت و الم نيز حسى هستند و الّا ، عقلى مىباشند . پس از بيان مطالب فوق ، مىگوييم : حدوث الم براى خداوند به اجماع همهء عقلا