تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تبيين باب حادى عشر ( فارسى ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩

ارادهء واجب

مصنف مىفرمايد : صفت چهارم اين است كه خداوند متعال مريد [ داراى اراده ] و كاره [ داراى كراهت ] است . چون همين كه خداوند در ايجاد افعال ، وقت خاصى را اختصاص داده ، فعلى را در زمانى ايجاد مىكند و در زمان ديگر ايجاد نمىكند ، نشانگر اين است كه اين اختصاص ، مخصّصى دارد كه همان اراده است . و چون خداوند امر و نهى فرموده و اين دو بالضرورة مستلزم اراده و كراهت‌اند ، پس خداوند مريد و كاره است . مىگويم : همهء مسلمين در وصف اراده براى خداوند اتفاق‌نظر دارند ، ولى در معناى اراده با يكديگر اختلاف دارند : ابو الحسن بصرى مىگويد : اراده به معناى اين است كه خداوند به مصلحتى كه در افعال موجود است و داعى [ انگيزه ] بر ايجاد آن‌هاست ، علم دارد . و عالمى ديگر به نام حسين بن محمد نجّار [ متوفاى 230 ه ق ] « 1 » مىگويد : معناى اراده اين است كه خداوند مغلوب و مكروه واقع نمىشود . پس معناى اراده ، سلبى است . اما به نظر ما اين گوينده لازمهء شىء [ اراده ] را بجاى خود آن نشانيده است [ : يعنى مغلوب و مكروه نبودن خدا ، لازمهء معناى اراده است و نه خود معناى اراده ] . و عالم ديگر بنام بلخى مىگويد : اراده در افعال الهى عبارت است از علم خدا به افعالش ، و ارادهء خدا در افعال غير او به معناى اين است كه خداوند به آن افعال امر كرده است . به نظر ما اگر مراد بلخى ، علم مطلق باشد ، مساوى با اراده نيست ، چنان كه خواهد آمد . و اگر مرادش ، علم مقيّد به مصلحت باشد ، اين همان قول ابو الحسن بصرى است . و اما امر ، مستلزم اراده
هامش
( 1 ) . رهبر يكى از فرق كلامى بنام « نجاريّه » است . ر . ك : مقالات الاسلاميين و اختلاف المصلّين ، ابو الحسن على بن اسماعيل الاشعرى ، چاپ اول ، 1362 ، صفحات : 58 ، 71 ، 113 ، 171 .
ترجمه و تبيين باب حادى عشر ( فارسى ) — صفحة 59 | العلامة الحلي / فاضل مقداد / مقداد بن عبدالله / محسن غرويان