تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تبيين باب حادى عشر ( فارسى ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
چون محال است كه او در اين علم نياز به غير داشته باشد . مىگويم : خداوند تعالى به هر چيزى كه مىتواند معلوم باشد - چه واجب باشد و چه ممكن ، چه قديم باشد و چه حادث - عالم است . و اين قول بر خلاف قول حكماست چراكه آن‌ها مىگويند : علم خدا به جزييات بنحو جزيى ممنوع است ، زيرا جزييات متغير هستند و تغير آن‌ها مستلزم تغير در علم ذاتى خداوند است . ما مىگوييم : آنچه متغير است ، تعلّق اعتبارى [ علم خدا به جزييات ] است نه خود علم ذاتى . و دليل بر آنچه ما قائليم اين است كه خداوند مىتواند [ صحيح است كه ] علم به هر معلومى داشته باشد . و اين امكان و صحت ، نسبتش با همهء ماسوى اللّه مساوى و يكسان است ، پس نسبت جميع معلومات نيز به خداوند يكسان است . و اما اينكه « هر چيزى كه براى خدا صحيح باشد ، برايش واجب است » بخاطر اين است كه صفات خداوند ، براى او ذاتى است . و صفت ذاتى ، همين كه صحيح [ ممكن ] باشد ، واجب و لازم است . و الّا اتصاف ذات به آن صفت ، احتياج به غير دارد . و در اين صورت خداوند متعال در علمش محتاج غير مىشود ، و اين محال است . مصنف مىفرمايد : سومين صفت خداوند اين است كه او زنده است ، چراكه عالم است و بنابراين ضرورتا حىّ مىباشد .

[ زنده بودن خدا ]

[ اقوال حول صفت حىّ ]

مىگويم : يكى از صفات ثبوتيهء خداوند اين است كه حىّ [ زنده ] است . و حكما و ابو الحسن بصرى گفته‌اند كه حيات خداوند به معناى اين است كه مىتوانيم و صحيح است كه خداوند را به دو صفت قدرت و علم متصف كنيم . و اما اشاعره گفته‌اند كه حيات ، صفتى زايد بر ذات خدا و مغاير با اين صحت [ صحت اتصاف به قدرت و علم ] است . ولى حق همان قول اول است ، زيرا اصل بر اين است كه صفات خدا زايد بر ذات نيست . و در جاى خود ثابت شده كه خدا قادر عالم است ، و نتيجتا ضرورتا حىّ نيز مىباشد ، و مطلوب ما همين است .
ترجمه و تبيين باب حادى عشر ( فارسى ) — صفحة 57 | العلامة الحلي / فاضل مقداد / مقداد بن عبدالله / محسن غرويان