علم واجب
مصنف مىفرمايد : دومين صفت خداوند اين است كه او عالم است . چراكه او افعال محكم و متقن [ داراى اتقان ] انجام مىدهد . و هر فاعلى كه چنين كارهايى انجام دهد ، قطعا و ضرورتا عالم است .
مىگويم : از جملهء صفات ثبوتيهء [ صفات جماليه ] خداوند اين است كه عالم است .
و عالم كسى است كه اشياء براى او آشكار و معلوماند ، بگونهاى كه در نزد او حاضر بوده ، از وى غائب نيستند . و فعل محكم متقن [ داراى اتقان ] فعلى است كه مشتمل بر امور غريب و عجيب و داراى خواص فراوان است . و دليل بر اينكه خداوند عالم است ، دو جهت است :
جهت اول : اين است كه خدا مختار است و هر مختارى عالم است . و اما بيان صغرى [ اختيار خدا ] قبلا گذشت . و اما بيان كبرى [ هر مختارى عالم است ] از اين لحاظ است كه فعل فاعل مختار ، تابع قصد اوست و محال است كه بدون علم به شيئى ، آن شىء مورد قصد واقع شود .
جهت دوم : اين است كه خداوند افعالش را از روى حكمت و اتقان انجام مىدهد .
و هر فاعلى كه فعلش محكم و متقن باشد ، ضرورتا عالم است . و اما اينكه فعل خدا بر اساس حكمت و اتقان است ، براى هر كسى كه در مخلوقاتش تدبّر كند ، معلوم و آشكار است ، مثلا در سماويات مىبينيم كه بر حركات اجرام آسمانى ، خواص فصول چهارگانه [ بهار ، تابستان ، پاييز و زمستان ] مترتب مىشود . و نيز كيفيت چينش حركات و اوضاع اجرام سماوى معلوم است و تمام اين امور در فنون و دانشهاى سماوى ، مبيّن و واضح است . و اما در پديدههاى زمينى ، مىبينيم كه چه حكمتى در مركبات سهگانه [ انسان ، حيوان ، نبات و يا جماد ، نبات و حيوان ] و در امور عجيبى كه حاصل در آنها و در خواص شگفتآورى كه محقق در آنهاست ، موجود است . و اگر اين حكمت و اتقان نبود جز در انسان ، كافى بود : حكمتى كه در آفرينش آدمى و