تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تبيين باب حادى عشر ( فارسى ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
از واحد ، جز واحد صادر نمىشود . و دوگانه‌پرست‌ها گمان كرده‌اند كه خداوند ، قدرت بر شرّ ندارد . و يكى از حكما بنام « نظّام » معتقد شده كه خداوند قدرت بر قبيح ندارد . و يكى از علما بنام « بلخى » ممنوع دانسته كه خداوند بر مثل مقدور ما قدرت داشته باشد . و دو حكيم بنام جبائى [ ابو على جبائى و ابى هاشم محمد بن حنفيهء جبايى ] قائل شده‌اند كه محال است خداوند بر عين مقدور ما قدرت داشته باشد . و حال آنكه دليل بر خلاف تمام اين اقوال است . و دليل ما بر مدعاى خودمان اين است كه : مانعى براى تعلق ممكنات مقدور نسبت به ذات خدا و نسبت به طرف مقدور ، وجود ندارد ، پس تعلّق قدرت عام است . و اما توضيح مطلب اول [ عدم مانع براى ذات ] اين است كه : مقتضى براى آنكه خداوند ، قادر باشد خود ذات خداست . و نسبت ذات به جميع ممكنات و مقدورات ، متساوى است چراكه ذات خدا مجرّد است [ و مجرّد تام ، نسبت زمانى و مكانى خاصى ندارد ] پس ، مقتضاى ذات [ قدرت ] نيز نسبتش با تمام ممكنات ، على السويّه است ، و مطلوب همين است . و اما توضيح مطلب دوم [ عدم مانع براى مقدور ] اين است كه : مقتضى براى اينكه شيئى مقدور باشد ، امكان آن شى است ، و امكان صفت مشترك در همهء موجودات ممكن است . پس صفت مقدوريت نيز مشترك بين همهء ممكنات است و مطلوب ما همين است . بنابراين وقتى مانع نسبت به قادر و مقدور - هر دو - منتفى شد ، واجب است كه قدرت عام باشد و به همه تعلق گيرد ، و همين است مطلوب .

[ لازمه تعلق قدرت به جميع ممكنات ]

و بدان‌كه لازمهء تعلّق قدرت به جميع ممكنات ، وقوع آن‌ها نيست ، بلكه آنچه با قدرت الهى واقع مىشود ، بعضى از ممكنات است ، گرچه خداوند بر همه ، قدرت دارد . و اشاعره بر عموميت قدرت ، اتفاق‌نظر دارند ، و علاوه بر اين ، مدعى وقوع همهء مقدورات نيز شده‌اند ، چنان كه بيان اين مطلب انشاء اللّه به زودى خواهد آمد .