تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تبيين باب حادى عشر ( فارسى ) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥
مطلق متوقف بر آن است اگر خودش واجب نباشد ، در اين صورت يا واجب همچنان بر وجوبش باقى مىماند و يا خير ؟ در فرض اول ، تكليف ما لا يطاق [ خارج از توانايى ] لازم مىآيد ، و اين تكليف - چنان كه مىآيد - محال است . و در فرض دوم ، لازم مىآيد كه واجب مطلق ، از واجب مطلق بودنش خارج شود ، و اين نيز محال است . و نظر : به معناى مرتب كردن امورى معلوم براى رسيدن به يك مطلب ديگر است . و توضيح مطلب اين است كه نفس آدمى ، نخست مطلوبى را تصور مىكند و سپس مقدماتى را كه براى استدلال بر آن مطلوب صلاحيت دارند ، تحصيل مىكند و سپس آن‌ها را بگونه‌اى مرتب مىكند كه او را به علم به آن مطلوب برسانند . و جايز نيست كه شناخت خداوند از راه تقليد باشد . و تقليد : به معناى پذيرش قول ديگرى بدون دليل و برهان است . و ما اين مطلب يعنى عدم جواز معرفت تقليدى را به دو جهت قائل هستيم : اول : اگر بفرض همهء مردم در علم با هم مساوى باشند ولى در اعتقادات و باورهايشان مختلف باشند ، مكلّف شرعى يا بايستى تقليدا همهء اعتقادات مختلف مردم را بپذيرد كه در اين صورت لازم مىآيد عقايد متنافى در ذهن مكلّف اجتماع كنند [ و اين محال است ] . و يا بايستى بعضى اعتقادات را بپذيرد و بعضى را نپذيرد . حال اين پذيرش و عدم پذيرش يا بخاطر وجود مرجّح است و يا بدون مرجّح ؟ اگر بخاطر مرجّح باشد ، بايد گفت مرجّح همان دليل است ، و اگر بدون مرجح باشد ، ترجيح بلامرجح لازم مىآيد كه محال است . دوم : خداوند متعال تقليد را مذمت فرموده ، آنجا كه در قرآن مىفرمايد : « مشركان گفتند ما پدرانمان را بر دين و مذهبى يافته‌ايم و ما هم از آثار آنان پيروى مىكنيم » « 1 » و نيز خداوند انسان‌ها را بر تفكر و استدلال ترغيب كرده ، آنجا كه مىفرمايد : « شما
هامش
( 1 ) . زخرف ، 23 .