تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تبيين باب حادى عشر ( فارسى ) — صفحة 23

مساهمون:

ص٢٣
كسى كه آيات فوق را لقلقهء زبان كند « 1 » ولى در آن‌ها تدبر نكند » . در اينجا پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم مذمت را بر فرض عدم تدبر در آيات مترتب كرده است . و مراد از عدم تدبر ، عدم استدلال به مضمون آيه است كه به ذكر اجرام آسمانى و زمينى مىپردازد و در آن‌ها آثار صنع و قدرت و علم پروردگار را بيان مىكند و اينها دال بر وجود صانع آسمان و زمين و دال بر قدرت و علم اوست . پس معلوم مىشود كه تفكر و استدلال واجب است و مطلوب ما همين است .

شناخت استدلالى ، نه تقليد

مصنف : مىفرمايد : با دليل و نه از راه تقليد . مىگويم : دليل در لغت به معناى مرشد و دلالت‌كننده است . و در اصطلاح ، به معناى چيزى است كه از علم به آن ، علم به شىء ديگر لازم مىآيد . و از آنجا كه شناخت و معرفت ، واجب است ، لازم است كه از راه فكر و استدلال باشد ، چون معرفت به خداوند ، ضرورى و بديهى نيست . چراكه معلوم بديهى آن است كه عقلا در آن اختلاف نكنند ، بلكه علم ضرورى با كمترين سبب كه همان توجه عقل به آن است و از راه احساس آن ، حاصل مىشود ، مثل حكم به اينكه يك نصف دو است ، و اينكه آتش گرم است و خورشيد نورانى است ، و اينكه در ما ترس و غضب و قوت و ضعف وجود دارد ، و امثال اينها . ولى شناخت خداوند اين گونه [ بديهى ] نيست ، چون در آن اختلاف است ، و به صرف توجه عقل به آن ، حاصل نمىشود ، و اين معرفت ، حسّى هم نيست . پس منحصرا اين معرفت ، از قسم اول [ غير ضرورى ] است ، چون علم از دو حال بيرون نيست : ضرورى و نظرى [ فكرى و استدلالى ] پس نظر و استدلال واجب است . چون آن چيزى كه واجب مطلق [ نه مشروط ] جز با آن حاصل نمىشود و از سويى مقدور انسان است ، خود نيز واجب است . زيرا چيزى كه واجب
هامش
( 1 ) . اللّوك : مضغ الشى الصلب الممضغة و ادارته فى الفم ، ر . ك : كتاب « العين » ، ( غ ) .
ترجمه و تبيين باب حادى عشر ( فارسى ) — صفحة 23 | العلامة الحلي / فاضل مقداد / مقداد بن عبدالله / محسن غرويان