تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تبيين باب حادى عشر ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
ديگرى در آنچه بدان نيازمند است با مقاومت روبرو مىشود ، اين اجتماع مستلزم تنازعى است كه حاصل حبّ هر كس نسبت به خود و اراده منفعت براى خود و نه ديگرى است . به گونه‌اى كه اين امر به نابودى و از بين رفتن نوع انسان منجر مىشود . بنابراين ، حكمت الهى مقتضى وجود عدالتى است كه قانونى را واجب كند كه در بين نوع انسان جارى باشد تا همگان از امر آن قانون فرمانبردارى و از نهى آن دورى كنند . سپس [ بايد دانست كه ] اگر قانونگذارى به خود مخلوقات واگذار مىشد همانى مىشد كه در ابتدا بود [ تنازع و . . . ] زيرا هر كس براى خود نظرى دارد كه عقل او اقتضا مىكند و ميلى دارد كه طبعش ايجاب مىكند . بنابراين ، در اين صورت گريزى از وجود يك قانونگذار نيست كه با نشانه‌ها و دلايلى كه دلالت بر صدقش مىكنند از ديگران [ كه چنين مقامى ندارند ] امتياز يابد تا آن قانون را پىريزى كند و آن را از جانب پروردگارش به مردم برساند و در مورد آن به اطاعت‌كنندهء قانون وعدهء ثواب و به عصيان‌كنندهء آن وعدهء كيفر دهد تا اين كار براى فرمانبردارى از امر و نهى او انگيزهء بيشترى ايجاد كند . و اما در احوال معادشان پس [ بايد گفت ] وقتى سعادت اخروى جز با كمال نفس بوسيله معارف حقه و اعمال صالح حاصل نمىشود و وابستگى به امور دنيوى و فرو رفتن عقل در حجاب‌هاى فرومايهء بدنى مانع از ادراك اين مطلب به صورت تمام‌تر و به شيوه درست‌تر است يا اينكه ادراك آن حاصل مىگردد ولى با نزاع شك و معارضهء وهم همراه است ، پس در اين هنگام چاره‌اى نيست از اينكه شخصى وجود داشته باشد كه وابستگى به بدن كه مانع از ادراك اين مطلب [ ادراك اينكه سعادت اخروى در گرو كمال نفس با معارف حقه و اعمال صالحه است ] است براى او وجود نداشته باشد به گونه‌اى كه دلايل را براى مردم بيان و روشن كند و شبهات را از بين برده و دفع كند و آنچه را عقولشان بدان راهبرى مىكند كمك نمايد و آنچه را بدان هدايت يافته‌اند برايشان بيان كند و خالق و معبودشان را به يادشان آورد و برايشان بيان كند كه عبادات
ترجمه و تبيين باب حادى عشر ( فارسى ) — صفحة 137 | العلامة الحلي / فاضل مقداد / مقداد بن عبدالله / محسن غرويان