كردند ، امّا وى در كارها مغلوب رؤسا بود . پس در 456 / 1064 امير از همسايگان 76 بر ضد رؤسا استمداد خواست ، كه دعوتش را پذيرفتند . و جمعى عظيم از مردم خيداق ، و ديگران به ياريش آمدند و با كمك ايشان در 10 محرّم / 3 ژانويهء 1064 با رؤسا جنگيد . اهل شهر هم رؤسا را رها ساختند و با او از در اطاعت درآمدند .
در همين سال ، به تحريك رؤسا ، امير سرير جمعيتى عظيم 77 از كفّار و گروههاى ترك را گردآورد و با آنان به باب لشكر كشيد و در 24 جمادى الآخره / 13 ژوئن 1064 در دهنق ( دمشق ؟ ) اردو زد . وى سپاه خود را به همراه ترخانها ( طراخنهها و بطريقان ( بطارقه ) به دروازهء شهر فرستاد و رمه را از كنار دروازهء جهاد دور كرد . صيحه و نفير برخاست ، و امير منصور با همراهان و بزرگان و اعيان صفوف 78 مطيع او ، سواره بيرون تاختند . هنگامى كه طرفين روياروى شدند ، هيچكدام را ياراى آغاز حمله نبود ، چه كفّار بيشمار بودند و مسلمانان به رغم اندكى ، سلحشور .
كفّار افزون بر چهار هزار سوار داشتند ، حال آنكه مسلمانان ، پياده و سوار ( فقط ) دويست تن بودند . امّا خداوند مسلمانان را نصرت داد و حدود صد سوار از طبرسران به يارى ايشان آمد ، كه با راندن دشمن به پايين دست ، رمه را بازپس گرفتند . دشمن شكستخورده ، از باب دور شد و به نزد سرور خود ، امير سرير ، بازگشت . در اين ميان رؤسا و طرفدارانشان ، از جنگ دورى جستند ؛ نه تنها از اطاعت امير سرباز زدند ، بلكه دشمن را نيز تحريك كردند . با يارى خداى بزرگ امير سرير شرمگين بازگشت .
در همين سال ( 456 ) ، در جمعهء 28 جمادى الآخره / 16 ژوئن 1064 79 رئيس على بن حسن بن عنق در باب درگذشت و در بعد از ظهر يكشنبه در خانهء خويش به خاك سپرده شد . وى رياست را از آبا و
تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 84
مساهمون: ولاديمير مينورسكى
ص٨٤