نواحى را به رسم اقطاع به او ( ساوتگين ) بخشيده بود ، و اكنون او نايب خود را گسيل داشته بود . از آن پس شروانشاه نااميد از تصرّف باب ، در قلمرو خويش آرام گرفت و مالى كه سلطان مقرر كرده بود ، سالانه به خزانهء او مىريخت . اين كار 45 ، تا مرگ او در ؟ ادامه يافت ، و بعد از او پسرش با نام افريدون بن فريبرز بن سلّار بن يزيد بن احمد بن محمد بن يزيد بن خالد بن يزيد بن مزيد شيبانى ، به حكومت رسيد .
30 . بدان آنچه دربارهء وقايع شروان تا به اينجا نقل كردهايم ، به نقل از تاريخى است كه به زبان عربى در دربند ( باب الابواب ) و حدود 500 / 1106 نگاشته شده است امّا نسخهاى كه به آن دست يافتم ناقص بود و وقايع بعدى ( شروان ) معلوم نيست .
2
زيربخش ب : دربارهء بنو هاشم ، شاهان باب الابواب ، مسقط و ثغور كه به آنها « مراكز » هم گفته مىشود .
31 . مسقط ( * مسقوط ) سرزمينى است داراى شمارى قلعه ، روستا و مزارع و محصور است ميان رودخانهء سمور ، دريا ، لكز و شابران . در ايام گذشته حكّام مستقل داشت ، تا آنكه در 218 / 833 اميران باب و ثغور آن را تصرف كردند و حكومتشان قطع شد .
( اين ) اميران كه از سوى خلفاى اموى و سپس عبّاسى نصب مىشدند ، تا 255 / 869 ، يكى بعد از ديگرى حكومت كردند . تا آنكه در
تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 71
مساهمون: ولاديمير مينورسكى
ص٧١