او مىشوريدند ، و او نيز با ايشان نبردها كرد ، و املاكشان و روستاهايشان را نابود ساخت .
27 . سرانجام در 467 / 1074 گروهى از تركان به رهبرى آرغار بن بوقا از راه رسيدند . او مدّعى بود كه سلطان ، شروان را به اقطاع به او سپرده است . شروانشاه وى را با هدايا و اموال فريفت و آن ترك از او ايمن شد . پس ناگهان او را دستگير ساخت و در بند كرد ، امّا از بيم سلطان از كردهء خود پشيمان شد . پس با دستان خويش بند از او برداشت و مالى زياد به پايش ريخت و پوزش طلبيد و تقاضاى عفو كرد . سردار ترك اينگونه وانمود ساخت كه او را بخشيده است ، امّا سپس گريخت و سپاهى از تركان گرد آورد و با آنان به خاك شروان بازگشت . تركان اين سرزمين را غارت كردند و گله و رمه را تاراندند ، امّا چون خبر آنان به گوش سلطان رسيد ، وى فرمان داد تا ارغار اموال غارتى و گله و رمه را به صاحبانش بازپس گرداند ، كه او نيز در 468 / 1075 چنين كرد .
28 . ( در آن مدت ) شروانشاه بعد از جنگهاى سخت سال 467 / 1074 - 1075 با لكز شرقى و غربى ، بر آنها مستولى شده بود و به زور از مردمش خراج مىستاند .
29 . سرانجام ، هنگامى كه نايب ساوتگين ( ضبط : شاوتگين ) امير عراقين به عزم ( تصرّف ) همهء نواحى گذرگاههاى قفقاز ( ثغور الابواب ) از راه رسيد ، مردم باب به ناچار از در اطاعت درآمدند . سلطان همهء آن
تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 70
مساهمون: ولاديمير مينورسكى
ص٧٠