در همين سال قيمس و قرهتگين با سواران تركشان به خدمت شروانشاه درآمدند و او يكى از دختران قباد ، عمّ خود را به عقد قرهتگين درآورد .
در شعبان / ژوئن 1067 ، لشكرستان ( زيربخش 20 ) دايىزادهء شروانشاه ، به دست جمعى از مردم قونى نزديك دروازهء قبله كشته شد .
در شوال / اوت 1067 قيمس ترك به مرگ ناگهانى در شروان در گذشت و در يزيديه دفن شد . گفتهاند كه او را مسموم كردند .
در ذى القعده / اكتبر 1067 عمهء شروانشاه ، شمكويه دختر يزيد و مادر امير منصور در قلعهء جلستان ( گلستان ) درگذشت . جسدش را به شابران بردند و در مقبرهء پدرش دفن كردند .
22 . در پايان 459 / 1067 آلپ ارسلان ، سلطان سلجوقى وارد ارّان شد و شروانشاه فريبرز با هدايا و خدمه به خدمت او رسيد و در لشكركشى 460 / 1068 در كنار او بود . شروانشاه به مردم قونى حمله برد و به خونخواهى دايىزادهء خويش ، لشكرستان ، بسيارى از آنان را كشت .
گله و رمهشان را تاراند و روستاهايشان را به آتش كشيد ( زيربخش 21 ) .
هنگامى كه آلپ ارسلان از غزاى روم 40 بازگشت ، مردم دربند از شروانشاه ، كه چند تن از رؤسايشان را زندانى كرده بود ، به او شكايت بردند . آلپ ارسلان فرمان داد تا ايشان را آزاد سازد ، و وى چنين كرد .
سپس سلطان خود او را چند روزى محبوس ساخت . همسر دختر عمّ او ، قرهتگين ، از يزيديه به مسقط گريخت و در آنجا كشته شد . * گژدهم 41 بن سلّار ، برادر شروانشاه نيز به سرزمين لكز گريخت و پولى كه وعده داده بود ( ؟ ) با خويش برد 42 . آنگاه سلطان شروانشاه را آزاد ساخت و به
تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 66
مساهمون: ولاديمير مينورسكى
ص٦٦