تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
و به ميهمانى حاضر شد . و آنان آنقدر خوردند و نوشيدند ، تا مملان مست شد . پس از حاجب رخصت خواست تا به قلاباذ بازگردد ، كه قبول شد . امّا شروانشاه سه تن از خاصّان خود ؛ دايىزاده‌اش لشكرستان ، 36 خادمش شادتكين و حاجبش نامدار بن مظفر را فرستاد تا در راه كمين كردند ، و هنگامى كه مملان در حالت مستى از آنجا مىگذشت ، بر سرش ريختند و به فجيعترين وضع شبانه او را كشتند . اين واقعه در شب شنبه 6 ربيع الثانى 459 / 24 فوريهء 1067 صورت گرفت . 37 جسدش را به يزيديه بردند و همانجا دفن كردند . پس تركان از يزيديه به كنارهء كر 38 سرازير گشتند و بر آن بودند تا با غنايم خود از آن بگذرند . از قايقها پلى ساختند و بىهيچ آسيبى ( به غنايمشان ) از پل گذشتند . در ربيع الثانى 459 / فوريهء 1067 ، البسان ( ؟ ) ترك ، امير قزوين جمعى از معتمدان خود را نزد شروانشاه فرستاد تا باجى را كه وى پرداخت آن را تعّهد كرده بود ، وصول كنند ، چه پذيرفته بود كه در برابر دفع شرّ تركان ساليانه سى هزار دينار بپردازد . 21 . در جمادى الآخرهء 459 / آوريل 1067 ، جرخسرى بن كركى ( گرجى ؟ ) آشكارا بر شروانشاه شوريد . وى با جمعى سپاهى به شكّى وارد شد 39 و قلعهء دسكرة الحسين ( الجنين ؟ ) را تصرف كرد . وى برادر و پسر و سپاهيان خود را در آن جاى داد ، امّا سرانجام به امير شكّى اخسرطان بن گاگيق ، واگذاشت . شروانشاه سپاهيان خود را جمع كرد و براى بازپس گرفتن آن قلعه رهسپار شد ، امّا توفيقى نيافت و شرمسار به يزيديه بازگشت .
تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 65 | ولاديمير مينورسكى / معتمدى / سپيده / محسن خادم