تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
به سوى باكويه فرو آمد و در آنجا نيز همان كرد كه در يزيديه كرده بود . چون كار دشوار شد ، شروانشاه رمهء اسبان خود را كه بيش از چهل هزار رأس ماديان بود ، به مسقط فرستاد . در صفر 459 / ژانويهء 1067 بسيارى از مردم يزيديه را همراه با حاجب لشكرى بن رحمن 35 دستگير كرد و وعده‌اى از آنان را به صليب كشيد . سپس كار قره‌تگين اين شد كه در ناحيهء ميان شابران و باكويه ، بسوزاند ، غارت كند ، به صليب كشد و ويران سازد . وى در حوالى شابران اردو زد و سپاه خود را به قتل و غارت روستاها فرستاد . اينان مسلمانان و متحدانشان ( معاهدين ) را اسير مىكردند ، زنان و كودكان را مىربودند و خانه‌ها را آتش مىزدند . تركان از ارتفاعات صعود كردند و به سوى مسقط سرازير شدند و رمهء شروانشاه را تاراندند و به شابران بازگشتند . قره‌تگين نيز بازگشت و براى بار دوّم يزيديه را در محاصره گرفت ، و از آنجا كه بيست هزار ترك جنگى به ياريش آمدند ، كار بر شروانشاه سخت گشت . براى فريب دادن شروانشاه به او پيغام فرستادند و گفتند : « سلطان ما را به كمك تو و دفع قره‌تگين فرستاده است » و به ظاهر قره‌تگين و مملان را دستگير ساختند و از شروانشاه خواستند تا بيرون آيد و نزد ايشان رود تا دو اسير را تحويلش دهند . وى در دام نيفتاد و از شهر خارج نشد . پس آنان آن دو را رها كردند و عليه شروانشاه متحد گشتند . شروانشاه براى دفع آنان چاره‌اى انديشيد و در خفا كسى را نزد حاجب سلطان فرستاد كه براى بار دوّم به آن سو آمده بود ، و شش هزار دينار به او داد تا عمشّ مملان بن يزيد را تسليم وى كند . حاجب پذيرفت و مملان را به مهمانى خواند . مملان در قلاباذ ايمن بود ، امّا از آنجا خارج