تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
از آنجا ، بازگشت . شروانشاه فريبرز در رجب / ژوئن - ژوئيهء 1064 ، با او صلح كرد و شاور بعد از گرفتن چهل هزار دينار ( اضافه ) از او ، قويلميان را بازگردانيد . در 457 / 1065 فريبرز لشكرش را جمع كرد و با آن به روستاهاى باب حمله برد و به غارت و ويرانگرى پرداخت . به هنگام توقف در * مهياريه واقع در مسقط ، مردم باب در پل قلعه بان 32 با او جنگيدند و او ( ؟ ) گروه بسيارى از آنان را كشتار كرد . سبب آن بود كه مردم باب به همراه رؤساى خود بر امير منصور بن عبد الملك شوريدند و او را كشتند ، و اين منصور ، عمه‌زادهء فريبرز و پيوسته با او در صلح و آشتى بود . پس فريبرز به خونخواهى او برخاست و بسيارى از رؤساى باب را كشت و اموالشان را غارت كرد و گله و رمه‌شان را تاراند ، و پس از آن به جاى خود بازگشت . در سلخ ربيع الثانى 457 / 9 آوريل 1065 هرمز بن منوچهر بن يزيد در املاك ارسى ، در طبرسران ، درگذشت ، و در همانجا ، كنار خويشان مادرى ، دفن شد . در همين سال فريبرز با لشكريانش به مسقط بازگشت و در كنار رود سمور اردو زد و در اواخر رجب / اوايل ژوئيهء 1065 ، گروه حملهء خود را به دربند ( باب البلد ) گسيل داشت . مردم باب سخت به تنگ آمدند و عمهء او شمكويه ، دختر يزيد را ، از زندان خارج ساختند و با دارايى و اموالش در معيت علماى دين نزد او فرستادند و فريبرز به شروان بازگشت . سپس مفرّج ، رئيس رؤساى باب ، از امير سرير استمداد طلبيد و او با جمعى از سريريان به كمك آمد . مفّرج به همراه او به محاصرهء شابران ، كه متعلق به شروان بود ، شتافت . در آنجا با عساكر شروانشاه ، كه حاضر بودند ، و اهالى روبرو شد كه جنگيدند و بر وى پيروز شدند . آنان مفرّج را